است و مكتب اسلام ، مكتبى است كه تنها اين مكتب و مكتبهاى الهى - كه آنها هم همه اسلاماند - اين مكتب است كه مىتواند انسان را به همهء ابعادى كه دارد تربيت كند و نظام را به همهء ابعاد برقرار كند و انسانها را برساند به آنجايى كه مقام انسانيت است . با همچو اعتقادى ، با همچو ايمانى ، اگر چنانچه خطيب خطبه بخواند و ملا موعظه بكند و روحانى عمل بكند ، اگر از روى يك همچو قلبى بيرون بيايد ، روحانى ، روحانى است ، خطيب هم خطيب اسلامى است و اهل منبر هم سخنگوى اسلام هستند ، روحانيون هم باز سخنگوى اسلام .
قلب انسانى ، نقطهء شروع كمالات
ابتدا از قلب شروع مىشود ، همه چيزها از قلب انسان شروع مىشود ، نه اين قلبى كه حيوانى است ، قلب انسانى ، همهء مسائل از قلب انسانى شروع مىشود . و اگر چنانچه قلب ، يك سرچشمهء نور و هدايتى در آن باشد ، زبان هم به نورانيت قلب منوّر مىشود ؛ چشم هم به نورانيت قلب منور مىشود ، همهء اعضاى انسان ، كه تابع قلب است ، وقتى قلب الهى شد ، همه چيز انسان الهى مىشود ، يعنى حرف كه مىزند ، حرفش هم الهى است ، استماع هم كه مىكند ، استماعش هم الهى است . راه هم كه مىرود ، راه رفتنش هم الهى است . اين همان است كه انبيا آمدهاند براى تربيت انسانها . اين انسانى كه يك حيوان است ، با ساير حيوانات فرق ندارد ، يا بدتر از ساير حيوانات است ، مىخواهند كه اين انسان را از اين لجنزار بيرون بياورند ، و يك انسان الهى ، يك انسانى كه سر تا پايش معرفت اللَّه باشد ، توحيد باشد ، حركتى نكند الا به حركت الهى :
وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى
« 1 » . نه اين است كه معنايش اين است كه خدا تير را انداخته است . اين دست ، دست خداست . نفسانيت در تو نبوده است تا اينكه رميى كه مىكنى ، رمى تو باشد . تو الهى بودى ، تو يك موجود الهى بودى ، موجود الهى همه چيزش الهى است ، رَمْيَش رمى اللَّه است ، عَيْنَش ، عين اللَّه است . همه چيزش خداست .
هامش
( 1 ) - سورهء انفال ، آيهء 17 : « ( اى رسول ) چون تيرافكندى ، نه تو بلكه خدا افكند . »