وظيفهء خطير روحانيت
بايد كوشش بكنيم ما معمَّمين ، ما كه خودمان اسممان را روحانى گذاشتيم ، چه طبقهء اهل منبر باشند ، چه اهل محراب باشند ، چه از قشرهاى ديگر ، همين بنگاه ، اين بنگاه را بنگاه اسلامىاش كنيم . ما كه امروز همچو قدرتى خدا به همان داد و اعطاى خدا بود - ليس الّا « 1 » - براى اين نيم توجهى بود كه به اسلام شد و همه گفتند اسلام را مىخواهيم . يك همچو قدرتهايى را از بين برديم ، برديد . و همهء قشرها هم در اين شركت داشتند ؛ زنها ، مردها ، بچهها ، بزرگها ، همه . روحانى ، دانشگاهى ، همه ، ما كه الآن اين قدرتها را از بين برديم ، و الآن هم مدّعى هستيم كه رژيم ما رژيم اسلامى است و جمهورى ما جمهورى اسلامى است ، بايد اكتفا به اين نكنيم كه يك لفظى را برداشتيم ، يك لفظ ديگر جايش گذاشتيم ؛ يا يك رژيمى را منقرض كرديم ؛ يك رژيم ديگرى جايش گذاشتيم . بايد ما همه متوجه اين معنا باشيم كه لا اقل اين محيط بنگاه روحانى اين محيطى كه سرو كار دارند با قلوب مردم ، دعوت مىكنند مردم را و سر و كارشان با دلهاى مردم است ، شمايى كه سر و كارتان با جان مردم است بايد كوشش كنيد كه جان خودتان را ، قلب خودتان را اصلاح كنيد ، الهى كنيد ؛ كه وقتى كه منبر مىرويد مثل منبرهاى - البته نمىشود - شيعهء آن صاحب منبر حقيقى ، كه حضرت امير - سلام اللَّه عليه - هست ، باشد كه هر چه مىگفت از قلب الهى سرچشمه مىگرفت :
ضَرْبَةُ عَلِىٍّ يَوْمَ الخَنْدَقِ أفْضَلُ مِن
كذا « 2 » . اين نه اينكه مسأله اين بود كه تمام كفر با تمام اسلام مقابله كردند ، از اين جهت شده است . ما اگر فرض مىكرديم كه غير حضرت امير ، همين ضربه را زده بود و همان شكست هم داده بود ، باز اصلًا معلوم نبود كه يك فضيلتى داشته باشد ، تا فضيلتش از نماز انبيا هم بالاتر باشد . اين ضربه ضربتى بود كه از روح امير المؤمنين سرچشمه گرفته بود . همهء ايامى كه ضربت مىزد فضيلتش بالاتر از همه بود ؛ براى اينكه قلب ، قلب الهى بود ؛ قلبى بود كه غير
هامش
( 1 ) - جُز اين نيست .
( 2 ) - «
ضَرْبَةُ عَلِىٍّ يَوْمَ الْخندَقِ افْضَلُ مِنْ عِبادَةِ الثقلين »
يك ضربت على ( ع ) در روز خندق ، برتر و بالاتر از عبادت جنّ و انس است . بحار الانوار ، ج 39 ، ص 2 . مستدرك حاكم نيشابورى ، ج 3 ، ص 32 .