تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
روحانيت تبريز بود آمد و در قم ماند و در همين جا هم فوت شد و ديگر نرفت آنجا . مىرفت هم كارى نمىتوانست بكند . و علماى مشهد را دستجمعى گرفتند و آوردند به تهران و حبس كردند . و مرحوم آقازاده « 1 » ، كه در رأس علماى آن وقت خراسان بود ، به محاكمه مىبردند ، با سر برهنه و يك نفر سرباز همراهش مىبردند كه در عدليه محاكمه‌اش كنند ! اين قدرت شيطانى آن وقت ، اين قوّه را مىخواستند بشكنند . منتها خوب نتوانستند و خدا حفظ كرد اين جمعيت را . در زمان اين يكى ، كه آن طور قُلْدُرى ديگر وقتش گذشته بود يا آنها هم صلاح نمىدانستند كه به اين نحو باشد ، شروع به تبليغات شد . تبليغات زياد كردند نسبت به اهل علم و روحانيت ، تبليغات زياد شد . آن سرنيزه برداشته شده بود اما نه به آن شدت . مساجد را نگذاشتند تبليغات صحيح بشود . درست كردند مبلِّغينى بر ضد اسلام . يك صورت روحانى ، لكن ضد اسلامى . خود آنها هم تبليغات در همه جا ، خصوصاً در دانشگاه ، در دانشگاه دامنهء تبليغات ضد روحانى خيلى اوج گرفت ، به طورى كه بكلّى دانشگاه را از روحانيين جدا كردند . و هم دانشگاه را شكستند ، و هم روحانيون را شكستند ؛ يعنى مىخواستند بشكنند .

تلاش براى شكست اقتدار مسلمين

اينها كه مىگوييد كه مدرسه درست كردند در آنجاها ، يا بعداً در همه جا داشتند مدارس ، نه اينكه آنها يك اعتقاد به يك مبادى داشتند منتها مىگفتند اسلام نباشد و نصرانيت باشد ؛ آنها نه نصرانيت را مىخواهند و نه اسلام را مىخواهند و نه كارى به اين مسائل دارند . آنها منافع مادى خودشان را مىخواهند به هر جورى شد ، بچه‌هاى ما را منحرف كنند ؛ از اسلام منحرف بشوند . نصرانيت هم كارى از او نمىآيد . براى اينكه آن
هامش
( 1 ) - ميرزا محمد ( آقازاده ) نجفى خراسانى ( 1294 - 1356 ه . ق ) فرزند آخوند خراسانى و وى از نهضت مشروطه حمايت كرد و پس از روى كار آمدن رضا خان و وقوع حادثه مسجد گوهرشاد به مبارزه عليه او ادامه داد و بدين جهت به اعدام محكوم شد . اما با وساطت حوزه علميه نجف از مرگ نجات يافت . آقازاده مدتى زندانى بود ، سپس به تهران تبعيد شد و تحت نظر قرار گرفت .