قدرت را بگيرند . تا اين قدرت زنده است نمىگذارد كه اينها هر كارى دلشان مىخواهد بكنند و دولتها عنان گسيخته شده باشند و هر طورى دلشان مىخواهد عمل بكنند . و لهذا با كمال كوشش ، تبليغات كردند بر ضد روحانيت ؛ و زايد بر اصلِ تبليغاتْ عمل خارجى كردند ! در زمان رضا خان - كه اكثر شما يادتان نيست ؛ و شايد كمى از شما يادتان باشد ابتداى زمان رضا خان را و من همهاش را يادم هست و از اوّلى كه آمد تا حالا مسائل را يادم هست - با دست رضا خان شروع كردند كوبيدن روحانيون را ، عمّامهها را برداشتن و مدرسهها را جلويش را گرفتن ، لباسها را تغيير دادن ، با آن شدتى كه انسان شرم مىكند كه چه كردند با اين طايفه و اين هم به اسم اينكه مىخواهيم اصلاح بكنيم ؛ همين « اصلاحاتى » كه پسر مىخواست بكند ! با اسم اصلاحات ، با اسم اينكه همهء ايران يك رنگ باشند ، ملت ما كذا باشد ، با اين حرفهاى ناروا ، اين قدرت را هم مىخواستند بشكنند و شكستند در آن وقت ، و سخت هم شكستند . و چند قيامى كه در ايران از جانب روحانيون شد ، كه يكى از آنها از اصفهان بود كه با يك دايرهء وسيعى كه تقريباً از همهء شهرهاى ايران اتصال پيدا شد و در قم مجتمع شدند و مرحوم حاج آقا نور اللَّه « 1 » رأسشان بود و مخالفت با رضا خان كردند ، اين را هم با قدرت و حيله شكستند . چنانچه قيام آذربايجان و علماى آذربايجان و قيام خراسان و علماى خراسان ، اينها همه را با قدرت شكستند . و آن وقت هم به ما بعضيها گفتند كه مرحوم حاج آقا نور اللَّه را - كه در قم فوت شد - ايشان را مسموم كردند . - ما مطلع نيستيم ، اما اين طور مىگفتند بعضى از اشخاصى كه از اصفهان ، از علماى اصفهان ، آمده بودند اينجا - و علماى تبريز را دو نفر شخص كه در رأس بود از آنجا گرفتند و بردند ، گمانم اين است كه در سُنْقُر . آنجا مدتى تبعيد بودند . و بعد هم كه اجازهء رفتن دادند و مرحوم حاج ميرزا صادق آقا ، « 2 » كه شخص اول آن وقت
هامش
( 1 ) - حاج آقا نور اللَّه اصفهانى ، وى در شب چهارم دى ماه 1306 به طرز مشكوكى در قم درگذشت و شايع شد كه عوامل رضا خان ، او را مسموم كردهاند .
( 2 ) - آميرزا صادق آقا تبريزى ، مرجع تقليد مردم آذربايجان كه رهبرى نهضت آزاديخواهى علماى تبريز را به اتفاق آقا ميرزا ابو الحسن انگجى بر عهده داشت . وى تا پايان عمر در قم به صورت تبعيد به سر برد .