در همدان بودم ، يكى از آشنايان ما يك ورقهاى آورد كه تقريباً حدود يك متر بيشتر در يك متر بيشتر . اين راجع به نقشهء همدان بود كه آنها نقشهكشى كرده بودند و روى آن نقشه نقطههاى به رنگ ديگرى زياد بود آن آقا كه اين را آورد گفت : اين نقطهها هر يك علامت اين است كه در اين ده ، در اين بيابان يك معدنى هست ؛ يك ذخيرهء زيرزمينى هست . اين يك قسم از مطالعاتشان بوده است كه بفهمند اين ممالك شرقى چه دارند ؛ چه چيزهايى هست كه مىشود از آنها استفاده كرد و چپاول كرد . يك مطالعات ديگر راجع به عقايد اين مردم بوده است و اينكه اين عقايدى كه اينها دارند تا چه حدود مىتواند فعاليت داشته باشد ، و تا چه حدود مىتواند جلوگيرى كند از چپاولگرى ، كه اين هم يك مطالعات دامنهدارى اينها در اين معنا داشتند . يك سنخ مطالعاتشان هم مطالعات روحيات گروههاى مختلفهاى كه در اين ممالك بوده است كه حالا مملكت خودمان را حساب كنيم ، ايلهايى كه در مملكت ما بوده ؛ عشايرى كه بوده ، مطالعه كردهاند . در بين اين عشاير رفتهاند با آنها صحبت كردهاند ، روحيات آنها را مطالعه كردهاند كه ببينند اينها هر كدام را به چه جور مىشود مهار كرد . اينها چيزهايى بوده است - و بيشتر از اينها - كه اينها مطالعه كردهاند ، شرق را تماماً مطالعه كردهاند كه بايد چه جور اين شرق را چاپيد و چه قدرتهايى مىتواند جلوى اين چاپيدن را بگيرد و چه طور بايد اين قدرتها را مهار كنند كه نتوانند .
از چيزهايى كه آنها - قدرتى كه آنها - فهميدند كه مىشود اين قدرت از ساير قدرتها بيشتر جلو چپاولگرى و سلطهء آنها را بگيرد ، قدرت اسلام بود در اين ممالك اسلامى و عقيدهء اسلامى . با اصل اسلام شروع كردند مخالفت كردن ، مبلِّغين آنها به طور وسيع با همهء دينها ، و در اين ممالك اسلامى با خصوص اسلام ، مخالفت كردند و مىخواستند كه اسلام را غير از آنى كه هست به مردم نمايش بدهند ؛ و خود اين مردمى كه در اينجاها زندگى مىكنند و عقايد اسلامى دارند اينها را از اسلام منحرف كنند و اسلام را پيش آنها كوچك كنند و بد نمايش بدهند . و مع الأسف از تفالهء آنهايى كه اين مسائل را چشم بسته قبول كردهاند حالا هم موجود است . الآن هم اشخاصى پيدا مىشوند كه از همانها ارتزاق
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 450
مساهمون: السيد الخميني
ص٤٥٠