كتاب فقه است ، نه كتاب - عرض مىكنم - ساير علوم است . هر چه در قرآن هست اگر كسى مطالعه كند درست ، مىبيند آنى كه در قرآن هست آن جنبهء الوهيتش هست . هميشه هر چيزى طرح شده به جنبهء الوهيت طرح شده است . همه چيز در آن است اما به جنبهء الوهيتش . اسلام براى خدمت به خدا آمده است . انبيا خدمهء خدا هستند و براى خدا آمدهاند ؛ و براى توجه دادن همهء موجودات اينجا و همهء انسانهاى اينجا به خداى تبارك و تعالى .
انقلاب اسلامى ، تحولى خدايى
و من اميدوارم كه دانشگاه ما يك تبدل معنوى پيدا بكند ، يك تحول پيدا كند . همان جورى كه بسيارى از چيزها در اين نهضت تحول پيدا كرد . و شما ملاحظه كرديد كه يك تحول بزرگ روحى كه در ايران پيدا شد بالاتر از اين فتحى بود كه كردند . و آن تحول روحى اين بود كه يك روز پاسبان مىآمد توى بازار مىگفت « چهارم آبان است ، همه بايد بيرق بزنيد » هيچ كس به خودش اجازه نمىداد كه ، توى مغزش نمىآمد كه مىشود با اين پاسبان مخالفت كرد ؛ هيچ كس ! همه اطاعت ؛ هر جا مىرفت اطاعت . توى دانشگاه هم كه مىآمد اطاعت مىكردند ؛ يكوقت بعد از يكى - دو سال همچو شد كه مردم ريختند توى خيابان و گفتند « ما شاه نمىخواهيم » ! و پيروز هم شدند . [ با ] اين تحول روحى ، آن خوفى كه از پاسبان بود متبدل شد به يك شجاعتى كه از تانك نترسيدند . همان آدمى كه از آن چوبى كه دست پاسبان بود مىترسيد ، همان آدم آمد در خيابان و مشتش را گره كرد و حمله كرد به تانك . كشته هم شد اما حمله كرد به تانك . اين تحول يك تحولى بود كه در اين نهضت پيدا شد . و اين يك دست الهى بود ؛ نه يك چيزى بود كه ماها بتوانيم اين كارها را بكنيم ؛ انسان بتواند اين كارها را بكند . اصلًا اين حرفها نيست . اين يك نظر الهى بود . يك نظرى بود كه خداى تبارك و تعالى به اين ملت كرد و متحولشان كرد به يك صورتى كه مثل سربازهاى صدر اسلام ، كه مىگفتند كه ما جنگ مىكنيم كشته بشويم هم نفع با ماست ، و بكشيم هم نفع با ماست ، اينها را اين جورى كرده