پيشرفت دارد . حيوان نمىتواند طياره درست كند ، انسان مىتواند ؛ حيوان طبيب نمىتواند بشود ، انسان مىتواند ؛ اما حدود ، حدود طبيعت است . آنكه به همه چيز كار دارد ، آنكه انسان را از قبل از ازدواج ، قبل از اينكه بخواهد ازدواج كند ، دنبال اين است كه آن چيزى كه از اين ازدواج مىخواهد حاصل بشود بايد يك آدم صحيح باشد ، انسان بايد باشد ، قبل از اينكه شما ازدواج كنيد . دستور دارد چه زنى را انتخاب كن ، چه مردى را انتخاب كن . چرا اينها دستور دارند ؟ براى اينكه همان طورى كه يك زارع ، يك دهقان وقتى كه مىخواهد يك مزرعهاى را بسازد ، اول نظر مىكند كه زمين چه جور زمينى است ، يك زمين صالح انتخاب مىكند ، آن تخمى را كه مىخواهد بكارد چه جور تخمى است ، يك تخم گندم صالحى انتخاب مىكند ؛ چى لازم دارد براى تربيت ، تمام اينها را در نظر دارد تا اينكه اين مزرعه را آباد كند و يك منفعتى از آن ببرد . اسلام در انسان اين نظر را داشته است كه آن زوجى كه انتخاب مىشود چه جور باشد تا از اين زوج يك انسان صحيح پيدا بشود . آن زنى كه انتخاب مىكنى چه جور زنى باشد تا از اين دو نفر زوجين يك انسان پيدا بشود ؛ بعد هم به چه آدابى بايد باشد . روى چه ادبى اين ازدواج بايد باشد ، بعد هم در چه حالى بايد تلقيح بشود و چه آدابى دارد ، بعد هم در ايام حمل چه ادبهايى هست ، بعد هم در ايام شير دادن چه ادبهايى هست ؛ همهء اينها براى اين است كه اين مكتبهاى توحيدى كه بالاترينش اسلام است ، آمدهاند براى اينكه انسان درست كنند ؛ نيامدهاند كه يك حيوانى منتها داراى ادراكاتى كه حدود همان حيوانيت و همان مقصدهاى حيوانى باشد ، منتها يك قدرى زيادتر ، نيامدهاند اين را درست كنند ؛ آمدهاند انسان درست كنند . اينكه شما گفتيد كه هيچ مكتبى مثل اسلام نيست و هيچ رژيمى مثل اسلام نيست ، نكتهاش [ به ] اين معناست كه اسلام است كه مىتواند انسان را از مرتبهء طبيعت تا مرتبهء روحانيت ، تا فوق روحانيت تربيت كند . غير اسلام و غير مكتبهاى توحيدى اصلًا كارى به ماوراى طبيعت ندارند ، عقلشان هم به ماوراى طبيعت نمىرسد ؛ علمشان هم به ماوراى طبيعت نمىرسد ، آنى كه علمش به ماوراى طبيعت مىرسد ، آنى است كه از راه وحى باشد ، آنى است كه ادراكش ادراك متصل به وحى باشد ، و آن انبيا
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 414
مساهمون: السيد الخميني
ص٤١٤