تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
نمىداند براى اينكه اسلامى است ! ؟ و اسلام چيزى است كه مخالف با همهء دانشهاست ؟ ! حرف شما اين است ؟ يك قدرى در حرفهايتان تفكر كنيد . يك قدرى در مطالبتان تعقل كنيد ، نگذاريد كه ملت يكوقت به تنگ بيايد . رژيم سابق ملت را به تنگ آورد ؛ نگذاريد . يك قدرى تعقل كنيد . يك قدرى براى اسلام حق قائل بشويد . يك قدرى براى مسلمين حق قائل بشويد . يك قدرى براى برادران اسلامى حق قائل بشويد . مسئلهء اصلى ، كه حالا بايد شماى ارتشى ، من طلبه ، مراجع عظام ، علماى اعلام ، دانشگاهى ، بازارى ، دهقان ، ادارى ، كارمندها ، همه به آن توجه بكنند ، اين است كه اين قانون اساسى ، كه اساس اسلام را ما مىخواهيم پياده بكنيم ، اين قانون اساسى درست بشود . بعد كه قانون اساسىمان را ان شاء اللَّه به رغم اينهايى كه نمىخواهند بشود ، باز شما رأى داديد و درست شد و مجلس شورا را شما رأى داديد آزادانه ، بر خلاف اين پنجاه سال ، آزاد رأى داديد و وكلايتان را فرستاديد ، و رئيس جمهور را خودتان تعيين كرديد [ ، اگر ] نگفتند شما حق نداريد ، ما غربيها بايد رئيس جمهور برايتان تعيين كنيم ! خود شما تعيين كرديد ؟ ! آن وقت مىآييم سراغ اينكه اين مسائل دوم را بايد پيش بياوريم ، و من هم مىدانم شما مشكلات داريد ، ما هم مشكلات داريم . شما ارتش را مىدانيد كه يك اشكالاتى در آن هست ؛ ما هم ارتش را مىدانيم اشكالات دارد ؛ هم ادارات را ؛ هم وزارتخانه‌ها را ؛ هم بازار را ؛ و هم محله‌ها را ؛ و هم مدارس خودمان را . اين مدارس خودمان هم اشكال دارد . اما حالا ما نبايد آن چيزى كه ما بايد در آن مسير همه با هم برويم هر كداممان مسيرش را رها كند . من بيايم بروم حجره‌هاى مدرسه مثلًا چند تا هست ؛ نمراتش چه جورى هست ؛ طلبه‌هايش چند تاست ؛ و شما برويد بگوييد كه در ارتش حالا چه اشكالى هست ؛ شورا لازم است يا چه لازم است . تشتت الآن مخالف با مسير ماست ؛ ملتفت باشيد ! الآن اختلاف سليقه‌ها را نياوريد پيش . الآن همه‌مان بايد برويم سراغ اين كارها . چطور آن وقت كه - من گاهى مثال مىزنم - اگر يكوقت زلزله خداى نخواسته بيايد و يك شهر را خراب كند و من بنشينم توى مدرسه درس بخوانم ، شما هم برويد در نظام - عرض مىكنم كه - رژه برويد صحيح است ؟ نه ، بايد همه بياييم