در افكار عمومى مىگذاريم ، خود ملت ميزان است . مجلس مؤسسان اگر اعتبار دارد براى اين است كه مجلس مبعوث از ملت است . خود ملت حق ندارد رأى بدهد ، لكن وكيل ملت حق دارد ؟ ! اين چه غلطى است ! خود من حق ندارم تصرف بكنم در مالم ، وكيل من حق دارد ؟ ! خود شما حق نداريد رأى بدهيد ، وكيل شما حق دارد ؟ ! وكلا براى اين حق دارند كه وكيل شما هستند ، و الّا چه حقى دارند ؟ يك نفر چه حقى دارد براى 53 ميليون جمعيت رأى بدهد ؟ پنجاه نفر - ششصد نفر چه حقى دارد براى يك ملت 53 ميليونى رأى بدهد ؟ اين حق براى اين است كه شما مىخواهيد رأى بدهيد . رأى شماست . ميزان ؛ رأى ملت است . ملت يكوقت خودش رأى مىدهد . يكوقت يك عدهاى را تعيين مىكند كه آنها رأى بدهند : آن در مرتبهء دوم صحيح است . و الّا مرتبهء اول ، حق مال خود ملت است . شما خون داديد ، حقوقدانان براى شما تكليف معين كنند ؟ ! خودتان بايد تكليف معين كنيد . شماييد ، همين ملت ، همين مردم محروم دانشگاه ، جوانهاى محروم دانشگاه ، همين جوانهاى محروم مدرسهء فيضيه ، همين جوانهاى محروم در ارتش ، همين جوانهاى محروم در بازار ، همين جوانهاى محروم در كارخانهها و در كشاورزى ، اينها بايد رأى بدهند . بهانهها را كنار بگذاريد ؛ از خدا بترسيد ؛ با ملت شوخى نكنيد ؛ رأى مردم را هيچ حساب نكنيد ؛ مردم را به حساب بياوريد .
نظرخواهى بيواسطه از مردم
ما حتماً بايد تابع طرحهاى غربى باشيم ؟ اسلام را كار نداريم ؟ ! غرب هر چه بگويد تابع آن هستيم ؟ ! غرب تا حالا همين بساط بود كه بود . ما تا حالا مبتلاى به غرب بوديم . بيش از پنجاه سال - كه اكثر شما يا بعض از شما يادشان است ، بعضى از شما و من يادم است - و بيست و چند سال - كه اكثر شما يادتان است طرحهاى ما غربى بود ؛ گرفتاريهاى ما از غرب بود . باز همان گرفتاريها پيش بيايد ؟ قانون اساسى را هم آنها بنويسند ؟ ! آنها رأى بدهند ؟ غربزدهها رأى بدهند ؟ ميزان شما هستيد . آن كسى هم كه اينها خودشان قبول دارند - و لو دروغ مىگويند بعضىشان - دكتر مصدق هم وقتى كه مطلبى پيش آمد ،