است كه شما نمىخواهيد يك قانون اساسىِ اسلامى باشد . شماها از اسلام وحشت داريد . حق هم داريد ؛ براى اينكه اسلام درِ استفادههاى شما را بست ! اسلام دوستان شما را از ايران بيرون كرد . اسلام ، جنايتكارها [ را ] كه رفقاى بعض از شما بودند به درك فرستاد ! شما وحشت داريد از اسلام و حق داريد وحشت داشته باشيد . ولى ملت اسلام ، ملت ايران ، نمىتواند تابع هواى نفس شما باشد ؛ نمىتواند قرآن را كنار بگذارد و قانون اساسى غربى را قبول كند ؛ به شما اجازه نمىدهد كه در امرى كه بىاطلاع هستيد و جاهل هستيد دخالت كنيد . شما اطلاعاتتان « 1 » در حدود مسائل غربى است . قوانين غرب را مىدانيد . شما تا كنون قرآن را مطالعه نكردهايد . عرض مىكنم كه من به همهء اقشار نمىگويم ؛ در بين اينها اشخاص اسلامى ، اشخاص مطالعه دار هست ؛ من آنها را مىگويم كه مىگويند اسلام ديگر فايده ندارد . من آنها را مىگويم كه مىگويند اسلام مال چهارده قرن پيش است .
ميزان ، رأى ملت است
ما به اشخاصى كه اطلاع ندارند از قوانين اسلام ، اطلاع ندارند از روح اسلام ، نمىدانند كه اگر اسلام تحقق پيدا بكند چه خواهد شد ، ما به آنها اجازه نمىدهيم كه دخالت در اين امور بكنند . بله ، حق رأى دارند ؛ رأى بدهند كه اسلام نه ؛ چنان كه دادند . مختارند كه رأى بدهند ؛ لكن نگويند كه ما مجلس مؤسسان كوچك را نمىخواهيم . يك مجلس مؤسسان پانصد - ششصد نفرى مىخواهيم ! بهانه نگيرند . مگر مجلس مؤسسان چيست ؟ جز اين است كه اشخاصى كه مردم آنها را انتخاب مىكنند بايد بنشينند و قانون را ملاحظه كنند ؟ بايد حتماً ششصد - هفتصد نفر باشند تا نوبت به شما هم برسد ! اگر تمام ملت پنجاه نفر را تعيين كنند ، اينها وكيل ملت نيستند ؟ اين مجلس مجلس مؤسسان نيست ؟ ما بعد از اينكه بررسى شد در قانون اساسى ، به نظر خبرگان اسلامى رسيد ، به نظر روحانى اسلامى رسيد ، به نظر علماى متعهد رسيد ، به نظر نمايندگان مردم رسيد ، باز هم
هامش
( 1 ) - قطع و وصل نوار .