به اوضاع مملكت ، و خرابيهايى كه در طول اقلًا پنجاه و چند سال در اين زمان - سابقش هم بود - خرابيهايى كه براى كشور حاصل شده است ، چه از ناحيهء فرهنگ ، چه از ناحيهء اقتصاد ، از نواحى ديگر ، حاصل شده است ، بايد آنها را بعد از پيروزى تام و كامل - آنها را - منقلب كرد و اصلاح كرد ؛ و اين امرى است كه بايد با دست همه [ انجام گيرد ] نه تنها دولت مىتواند ، و نه تنها روحانيت مىتواند ، و نه تنها ساير اقشار ؛ چنانچه در پيشبرد ، تا كنون اگر يك قشرى از اقشار مىخواست نهضتى ايجاد كند - خودش و خودش برود دنبال اين كارها - هيچ امكان نداشت . اين وقتى امكان پيدا كرد ، و يك امر محال - به نظر اشخاص مادى - تحقق پيدا كرد [ كه ] با معنويت و اسلام حاصل شد .
در راه پاكسازى و نوسازى
بايد اين كارهايى كه بعد مىخواهد بشود ، كارهايى كه بعد از اين بايد تحقق پيدا بكند ، چه اين پاكسازى از اين قشرهاى گنديدهاى كه الآن بين مردم مجتمعند ، بين مردم منتشرند ، و مىخواهند نگذارند اين نهضت به ثمر برسد ، و چه بعد از اين پاكسازى ، براى نوسازى مملكت - كه خراب كردهاند [ و ] حالا بايد آباد بشود - اينها با لفظ درست نمىشود ؛ اينها عمل مىخواهد چنانچه تا حالا كه آمدهايم ، با عمل آمدهايم ؛ با لفظ ، هر چه لفظ هم بود فايده نداشت .
بايد همهء ما همان طورى كه تا حالا شما جوانها و مرد و زن ، همه با هم حركت كردند و اين سد را شكستند ، به حركت خودشان ادامه بدهند . سست نشوند ، حالا برنگردند سراغ اينكه من مثلًا فلان حاجت را دارم .
الآن ما بازنرسيديم به آنجايى كه حاجات را بتوانيم برآوريم . همان طورى كه قبل از اينكه اين سد را - سد بزرگى كه جلو ملت ما ايستاده بود - مىخواستيم بشكنيم ، چطور در آن وقتى كه همه توجه به اين داشتيم كه اين سلسله بايد برود ، هيچ ديگر توجه به اين نبود كه من حالا مثلًا زندگىام چطور است ، خانه دارم يا ندارم ؛ اين حرفها اصلًا مطرح نبود ؛ اگر آن وقت هم اين حرفها مطرح بود ، پيشرفت نمىشد . آن وقت مردم همه يك توجه