بودند و بدبين كرده بودند . اگر يك نفر [ نظامى ] وارد بازار مىشد مردم مىترسيدند . مردم را ترسانده بودند . چرا ؟ . . . در محيط اسلام و مملكت اسلامى رعب نيست ، و در محيط طاغوتى رعب است ؛ براى اينكه محيط اسلامى ، نه شخص اولش و نه سردارهايش با مردم جورى نكردند كه از مردم بترسند ؛ با مردم محبت كردند ؛ مردم همه برادر او هستند ، خدمتگزارش هستند . همان طورى كه اينها خدمت به مردم مىكنند ، مردم هم خدمت به آنها مىكنند . در يك همچون محيطى كسى ترس ندارد ، لازم نيست كه ايجاد رعب بكنند ؛ اما در محيط طاغوتى از باب اينكه با مردم بدرفتارى كردند ، مال مردم را خوردند ، اذيت كردند به مردم ، از مردم مىترسيدند ! چه طور بكنند كه از اين ترس نجات پيدا بكنند ، و مبادا چه بكنند ! ايجاد محيط رعب مىكنند ، محيط را يك محيطِ وحشت آور درست مىكنند ، كه مبادا يك كسى . . . .
دوگل « 1 » وقتى آمده بود اينجا - ظاهراً دوگل بود كه با شاه با هم رفته بودند توى بازار - خوب ، شاه كه جرأت نمىكرد بيرون بيايد ! اين بيرون آمده بود رفته بود توى جمعيت . [ چون كه ] نمىترسيد از آنها ؛ مردم به او كارى نداشتند . اما خود او مىترسيد . چرا مىترسيد ؟ براى اينكه به مردم بد كرده [ بود ] . وقتى آدم به كسى بد بكند ، از آنها مىترسد . اين يك مطلب كلى است ، يك سرمشق كلى است براى همهء ما كه بايد با اهل [ مملكت ] ، با رعيت مملكت ، با افراد مملكت ، رفتارْ رفتارِ برادرانه و رحمتآميز باشد :
رُحَماءُ بَيْنَهُمْ
. اينها با هم تبادل رحمت مىكنند ؛ اين رحمت به او ، او رحمت به اين ؛ اين محبت به او ، او محبت به اين و همين جمعيت اگر در مقابل ديگران بايستند . . . [ در مقابل ] خصم بايستند ، محكم و شديد هستند :
أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ
. اين يك دستور كلى است كه اگر بخواهيد وقتى منزل مىرويد با حال آرام ، بىدغدغه - شب به روز بياوريد با مردم خوبى كنيد . وقتى با مردم خوبى كرديد ، محبت كرديد ، خدمتگزار مردم بوديد ، وقتى كه برويد شب منزل ، آرامش براى قلبتان هست ؛ وجدانتان ناراحت نيست
هامش
( 1 ) - شارل دوگل ، رئيس جمهور فرانسه كه در سال 1339 از ايران ديدن كرد هنگام بازديد او از بازار مردم عليه شاه به تظاهرات دست زدند .