خوب ايشان « 1 » اين كارها را دارد مىكند ، ماها كه اهل يك مملكت هستيم ، ما هم با ساير مردم اين مملكت مىگوييم كه ما ايشان را نمىخواهيم . ايشان به ما خيانت كرده ، ايشان جنايت كرده ، ايشان ذخاير ما را به شما و امثال شما داده و ما مىخواهيم كه خودمان آزاد باشيم ، خودمان مستقل باشيم ، خودمان مملكتمان را اداره كنيم . اين ابهامى در آن هست كه ما مىخواهيم خودمان اداره كنيم ، نمىخواهيم به دست شماها اداره بشود ، به دست نوكرهاى شما اداره بشود ؟ ! ابهامى در اين نيست . آيا حق ندارند اهالى يك مملكتى ، آرام اين حرف را بزنند كه ما نمىخواهيم ايشان را ؟ ! اگر دنبال اين معنا كه مردم روز تاسوعا و عاشورا آرام گفتند ما اين را نمىخواهيم ، و همهء عالم ديدند كه اكثريت قاطع قريب به اتفاق است كه ايشان را نمىخواهند ، همهء بازارهاى ايران ، همهء مملكت ايران ، و شهرستان [ هاى ] ايران ، همهء دهات ايران فرياد كردند ما نمىخواهيم شما را . اگر ايشان بعد از اين كارى كه مردم كردند و اين رفراندمى كه مردم كردند گفته بود كه بسيار خوب نمىخواهيد ، من مىروم يك كس ديگر بيايد ، جنگ و نزاع مىشد ديگر ؟ دعوا داشت ديگر ؟ ايشان بر خلاف قوانين بين المللى دنيا عمل كرده است : دنبال اين معنى كه مردم آرام گفتند ما شما را نمىخواهيم ، چماقدار كشيده ، ارتشش را و - نمىدانم - قواى انتظامىاش و همه را وادار كرده به اينكه مردم را بزنند ، و به اسم مثلًا چماق به دستها و . . . بيايند توى راه ، توى شهرها بگويند « جاويد شاه » ! خوب اين معنا واقع شده است كه مردم آرام گفتند نه ، و ايشان كتك زده مردم را ، ايشان كشته از مردم ، ايشان خانههاى مردم ريخته ، با مسلسل توى خانهها هم حمله كردند ، مساجد را آتش زدند ، اين همه وحشيگرى را كردند ؛ شما مىفرماييد كه بعد از همهء اين وحشيگريها شما ايشان را باز پشتيبانى كرديد و مىگوييد آنهايى كه مىگويند كه چرا اين كارها مىشود ، آنهايى كه تظاهر آرام كردند ، آنها خلاف مىگويند ! اينها ميزان ندارد حرفهايشان ! حرف ما اين است ، حرف شما آن است ، كدام ميزان ندارد ؟ هر عاقلى بشنود اين دوتا را ، كدام را
هامش
( 1 ) - شاه .