تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
شروع شد به كشتار مردم ؛ اينجا چه باعث شده است كه مردم كشتار شدند ؟ خوب باز در جنگ صفين اين مطلب پيش مىآيد كه خوب او آمده به جنگ و اينها هم رفتند به جنگ و آنها اينها را كشتند . حالا معاويه مىتواند يك همچو مغلطه‌اى بكند كه آن كسى كه اين را فرستاده به جنگ ، اين كشته او را . خوب اين منطق معاويه است ! اين يك مغلطه‌اى است كه كرده است معاويه . اينجا از او هم بدتر است براى اينكه اينجا به جنگى نرفته بودند ! اينها در خيابانهاى تهران و در خيابانهاى ساير شهرها راه افتاده بودند و مىگفتند كه ما شاه را نمىخواهيم ؛ اين جنگ است ؟ آيا كسى بگويد كه سرنوشت مملكت من با دست خود من هست [ جنگ است ؟ ] ، حقوق بشر براى ما ، [ و ] همهء عالم اين مطلب را قائل هستند كه هر بشرى نسبت به سرنوشت خودش آزاد است ، مىتواند رأى آزاد بدهد ؛ هر مملكتى [ بخواهد ] سلطان اگر داشته باشد تعيين كند ، رئيس جمهور اگر بخواهد داشته باشد تعيين كند ، حكومت بخواهد تعيين كند براى مملكتش ، هر شكلى كه اين افراد مملكت بخواهند اداره بشوند ، به حَسَب حقوق بشر آن شكل بايد مُمضى « 1 » باشد ؛ همهء دولتها هم بايد او را تصديقش بكنند . خوب همين مطلب بود ، ديگر بيشتر از اين كه چيزى نبود ؟ ! روز دهم و نهم ، روز تاسوعا و عاشورا غير از اين مطلب چيزى نبود ، كه همهء روزنامه‌نويسها ، همهء مجله‌نويسها اين را ديدند ؛ اينهايى كه رفتند در ايران و تماشا كردند اين مسائلى كه در ايران واقع شد ، همه ديدند كه يك مملكتى است كه اهالىاش با آرامش ، چندين ميليون جمعيت در سرتاسر مملكت با آرامش راه افتادند مرد و زن و بزرگ و كوچك توى خيابانها ، و حرفشان اين بوده است كه ما اين شاه را نمىخواهيم . ما فرض مىكنيم كه شاه خيلى هم مرد صالحى - فرض كنيد - باشد ، خيلى هم آدم صحيحى باشد ، خيلى هم خدمتگزار به مردم باشد ، خوب وقتى مردم يك خدمتگزارى را نخواستند بايد كنار برود . ما فرض مىكنيم اين طور كه خير ايشان مصالح مملكت را ملاحظه كرده است ، ايشان مىخواهد آزادى بدهد ، ايشان مىخواهد مملكت را مستقل
هامش
( 1 ) - امضا شده ، مورد قبول .