تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
اعتنا نكردند ، و گول خوردند از دولت به اينكه نفت را براى داخله مىخواهيم ، اگر اينها فهميدند كه اين نفت را براى اسرائيل - دشمن قرآن و اسلام - مىخواهند حرام است كه اينها اعتصاب نكنند . پيش خدا مؤاخذند ، پيش ملت مؤاخذند اينها . تمامشان بايد اعتصاب كنند تا يك قطره نفت بيرون نيايد . ملت ايران حاضر است كه سرما بخورد و نفتش را اسرائيل نبرد كه دارد اسلام را به هم مىزند ، دارد مسلمين را اين قدر مىكشد ، امريكا نَبرد كه همهء جناياتى كه ما داريم از دست امريكا هست ؛ ديگران هم نبرند . من حالا دارم پيام مىدهم به كاركنهاى شركت نفت كه بر شما واجب شرعى است ، واجب الهى است ، به اينكه اعتصابتان را عام كنيد ، عمومى كنيد و نگذاريد نفت خارج بشود . و به شما مىگويم كه اگر چنانچه شما را ترساندند - چنانچه ديروز اينها را ترساندند و « اعليحضرت » فرمودند كه اينها را بايد محاكمه كرد ! مردكه تو چه كاره‌اى كه اينها را مىگويى [ بايد ] محاكمه كرد ؟ ! تو كه حالا ديگر شاه نيستى ، تو يك آدم ياغى هستى ! كى محاكمه كند اينها را ؟ تو كه شاه نيستى كه دستور بدهى ، شاه هم بودى معنا نداشت كه تو دستور بدهى ؛ تو اگر شاه هم باشى ، شاه مشروطه هستى نبايد دستور بدهى اينها را بايد محاكمه كرد و بعد به جزاى خودشان ! - نترسيد از اين مرد . يك مردى كه به خوابنامه توسل پيدا كرده ! [ خندهء حضار ] يك وقت هم به - عرض مىكنم . . . از اين نترسيد . اين رفتنى است آقا . اين شركت نفت ، اين عمال شركت نفت نترسند از اين ، از اين هياهويى كه اينها مىكنند . نه اعتنايى به التماسشان بكنند و نه ترس از اين حرفهايشان بكنند . هيچ ترس نداشته باشيد . به اعتصاب خودتان ادامه بدهيد . ملت ايران شما را ، بر ملت ايران هم لازم است كه اين كسانى كه در شركت نفت اعتصاب كردند و فقير هستند ، آنها را همان طورى كه آنها به ايشان چيز مىدهند ، اينها به ايشان بدهند . واجب است اين . من سهم امام را اجازه دادم كه بدهند . سهم سادات هم من سيدم اجازه مىدهم . هم سادات راضىاند هم غير سادات . و فقرا راضىاند كه اينها را سير كنند كه دارند خدمت به اسلام مىكنند ، خدمت به وطن خودشان مىكنند . بدهند سهم امام را به اينها . خود مردم هم مكلفند كه اينها را اداره كنند . نترسيد از اين حرفها ، ما شما را چه مىكنيم و فلان ! فردا اين