تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
علماى اصفهان شد ، ما حاضرِ واقعه بوديم . علماى اصفهان از اصفهان آمدند به قم و علماى بلاد هم از اطراف جمع شدند در قم و نهضت كردند بر خلاف اينها . حالا نهضت را شكستند . اينها زور كه نداشتند . آنها نهضت را شكستند ؛ حالا با فريب يا با هر چى . يك نهضتْ نهضت علماى خراسان بود : مرحوم آقازاده و مرحوم آقا سيد يونس و ساير علماى آن وقت - همه را گرفتند آوردند در حبس ، در تهران . و من خودم مرحوم آقازاده - رضوان اللَّه عليه - را ، آميرزا محمود آقازاده - رضوان اللَّه عليه - را ديدم كه يك جايى نشسته بود بدون عمامه . با اينكه تحت مراقبت بود ، يك جايى نشسته بود بدون عمامه و كسى هم حق نداشت پيش او برود ؛ و ايشان را بدون عمامه مىبردند توى خيابان به دادگسترى ، محاكمه مىكردند . آن وقت هيچ خبرى از اين احزاب نبود . در اين قيامهايى كه اينها كردند از اين احزاب اصلًا خبرى نبود ؛ بودند اما مرده بودند . يك نهضت هم از آذربايجان شد : مرحوم آميرزا صادق آقا ، مرحوم انگجى ، آنها هم نهضت كردند . آنها را هم گرفتند بردند . مدتها در تبعيد بودند كه مرحوم آميرزا صادق آقا بعد از آن هم كه گفتند كه شما آزاديد ديگر نرفت به آذربايجان ؛ در صورتى كه آذربايجان او را خيلى گرامى مىداشتند ، هيچ ديگر نرفت . در قم آمدند و تا آخر عمرشان در قم بودند و ما هم خدمتشان مىرسيديم .

ايستادگى مدرس در مقابل ظلم رضا خان

مرحوم مدرس - رحمه اللَّه - خوب ، من ايشان را هم ديده بودم . اين هم يكى از اشخاصى بود كه در مقابل ظلم ايستاد ؛ در مقابل ظلم آن مرد سياهكوهى ، آن رضا خان قلدر ايستاد و در مجلس بود . . . ايشان را به عنوان طراز اول ، علما فرستادند به تهران و ايشان با گارى آمد تهران . از قرارى كه آدم موثقى نقل مىكرد ، ايشان يك گارى آنجا خريده بود و اسبش را گاهى خودش مىراند ، تا آمد به تهران . آنجا هم يك خانهء مختصرى اجاره كرد . و من منزل ايشان مكرر رفتم ؛ خدمت ايشان - رضوان اللَّه عليه - مكرر رسيدم . ايشان به عنوان طراز اول آمد لكن طراز اول كه اصلًا از اول موضوعش