تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣

مجاهدات علما در عراق

در قضيهء عراق اگر چنانچه اين مجاهدات علماى عراق نبود . . . پسر سيد « 1 » در جنگ كشته شد - پسر مرحوم آقا سيد محمد كاظم در جنگ كشته شد . علماى اينجا تفنگ به دوش گرفتند رفتند مقابله . مرحوم آقاى خوانسارى - آقاى آقا سيد محمد تقى خوانسارى - رضوان اللَّه عليه - به حبس رفت يعنى [ انگليسيها ] گرفتند اسيرش كردند . با يك عدهء ديگرى اسير كردند و بردند در خارج ، كه ايشان مىفرمود كه ما را مىشمردند : يك ، دو ، سه ، چهار ، تحويل يك كسى مىدادند ؛ آن وقت مىگفتند اينها آدم مىخورند ، اينكه مىشماريم براى اين است كه اينها آدم‌خورند ! و رعايايى بودند كه - در جاهايى بودند كه - آدم مىخورند و ما مىشماريم كه مبادا شما را بخورند ! قضيهء عراق را ميرزاى شيرازى دوم ، اين شخص عظيم الشأن ، اين شخص بزرگ ، اين شخص عالِىُ المقام در علم و در عمل ، اين نجات داد عراق را . او حكم جهاد داد و فرستاد اينها را به [ جنگ ] و - عرض مىكنم - آن وقت هم تبعيت مىكردند عشاير از علما ؛ مثل حالا نبود ، تبعيت مىكردند . عشاير آمدند خدمت ايشان و ايشان حكم داد ، حكم جهاد داد . جهاد كردند ، كشته دادند ، كشته شدند ، چه كردند و چه كردند تا مستقل كردند عراق را . اگر نبود حالا ما اسير بوديم ، حالا ما هم جزو مستعمرهء انگلستان بوديم . آن هم با جديت علما واقع شد . اين علماى عراق را كه تبعيد كردند به ايران ، براى مخالفتى بود كه مىكردند با دستگاهها . مرحوم آسيد ابو الحسن و مرحوم آقاى نائينى و مرحوم شهرستانى و مرحوم خالصى ، اينها را كه تبعيد كردند از عراق به ايران ، براى اين بود كه اينها بر خلاف اينها صحبت مىكردند ، خلاف اين دستگاهها حرف مىزدند ؛ از اين جهت تبعيد كردند و اينها را هم فرستادند به ايران كه ما خودمان ديگر اينها را شاهديم .

مبارزات روحانيون در زمان رضا خان

در زمان اين مرد سياهكوهى ، در زمان اين رضا خان قلدر نانجيب ، يك قيام از
هامش
( 1 ) - آقاى سيد محمد طباطبايى يزدى ، فرزند آقاى سيد محمد كاظم طباطبايى يزدى ( صاحب عروة الوثقى ) .