احكام دارد . اين همه احكام در اسلام نسبت به اينها هست ، اين همه احكام - حكم به قتال ، حكم به جهاد ، حكم به اينها هست ؛ اسلام از سياست دور است ؟ ! اسلام فقط تو مسجد رفتن و قرآن خواندن و نماز خواندن است ؟ ! اين نيست ؛ اين احكام را دارد و بايد اين احكام هم اجرا بشود .
لزوم توجه به معنويات
از آن طرف هم بخواهند بگويند كه خوب چرا مىرويد توى مسجد ؟ اصلًا نماز و اينها يعنى چه ؟ اين هم غلط است . اسلام نماز دارد : بُنِىَ الإسلامُ عَلَى الصّلاة « 1 » ؛ نماز دارد ، فقط دنيا نيست و زندگى حيوانى تا تو بگويى كه وقتى من زندگيم درست شد ديگر نماز را مىخواهم چه كنم ، ديگر دعا مىخواهم چه كنم . اگر ما عداى اين عالم را كسى انكار بكند حق با او است ؛ وقتى ما عدايى نباشد ، اصلًا هيچ يك از اين مسائل ديگر نبايد باشد . اما وقتى كه يك ما عدايى هست ، وقتى برهان قائم است ، اديان همه قائلند ، برهان قائم است بر اينكه يك عالم ديگرى ماوراى اين عالم طبيعت هست ، آن وقت همان طورى كه عالم طبيعت بايد با ابزار خودش درست بشود و عدالت اجتماعى در بين مردم جريان پيدا كند و حكومت عادله بسط عدل بدهد در بين مردم و اينجا را - اين عالم را - تنظيمش بكند ، اين اگر واقف بود تا همين حدود هيچ مانعى نداشت يا حكومت وقتى اين كار را كرد تمام است مطلب ، اما بعد از اينكه به برهان و به ضرورت همهء اديان : ما عداى اين عالم هست ، ما عداى اينجا يك زندگى ابدى هست ، آنجا هم يك ابزارى دارد ، زندگى آنجا هم يك ابزارى دارد ، يك چيزهايى دارد براى زندگى آنجا . اين را انبيا آوردهاند . دعا و ذكر و قرآن و نماز و همهء اينها ابزار آنجاست . اين احكام عبادى - اينها ابزارى است براى زندگى آن طرف ؛ معارف الهيه يك شيئى است براى زندگى آن طرف ، براى نورانيت آن طرف .
پس اينهايى كه اين طرف افتادهاند حق ندارند تخطئه كنند آن طرفيها را . و اشكال به
هامش
( 1 ) - منقول از امام باقر ( ع ) كه « اسلام بر پنج چيز بنا شده : نماز ، زكات ، روزه ، حج و ولايت ، و به هيچ چيز چون ولايت دعوت ( و تأكيد ) نشده است » . نگاه كنيد به : اصول كافى ، ج 2 ، ص 18 .