تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 623

مساهمون:

ص٦٢٣

فصل در بيان مراد از اعرفوا اللّه باللّه

بدان كه در شرح اين حديث شريف و معنى اعرفوا اللّه باللّه علماى اعلام ، رضوان اللّه عليهم ، هر يك به مناسبت مسلك علمى خود يا مشرب حكمى خويش بياناتى نمودند ، و ما به طريق تلخيص بعضى از آنها را براى تبرك به كلام بزرگان ذكر مىكنيم : اول ، آن است كه جناب ثقة الاسلام ، كلينى ، رضوان اللّه عليه ، فرمودند . و ملخّص آن اين است كه خداى تعالى ابدان و ارواح و انوار را خلق فرموده : و خود متفرد در خلق آنهاست ، كسى را شركت در آن نيست ، و شبيه به هيچيك از آنها نيست . پس ، هر كس حق را تشبيه كند به يكى از اين‌ها ، خدا را به خدا نشناخته ، و اگر تنزيه كند حق را از شباهت آنها ، حق را به حق شناخته . - انتهى . « 1 » و غريب آن است كه حضرت صدر المتألهين ، قدّس سرّه ، اين كلام را از تتمه حديث دانسته و توجيهات طولانى از آن فرموده مطابق مسلك خود . « 2 » دوم ، آنست كه شيخ صدوق ، رضوان اللّه عليه ، فرموده . و حاصل آن چنان است كه معنى معرفت ما خدا را به خدا ، آن است كه اگر ما حق را به عقول خود بشناسيم ، حق تعالى واهب آنهاست ، و اگر به انبيا و حجج ، عليهم السلام ، بشناسيم ، حق آنها را بعث فرموده و حجت قرار داده ، و اگر به نفوس خود بشناسيم ، خداوند خالق آنهاست . « 3 » سوم ، آن است كه جناب صدر المتألهين اشاره به آن فرمودند . و آن آن است كه طريق معرفت حق تعالى دو نحوه است : يكى به مشاهده و صريح عرفان است ، و دوم طريق تنزيه و تقديس است . و چون طريقهء اول ممكن نيست ، مگر براى انبيا و كمّل ، از اين جهت طريق دوم را در حديث فرمودند . - انتهى « 4 » . و اين تفسير ايشان مبنى بر آن است كه كلام شيخ كلينى را جزو حديث شريف و تفسير حضرت صادق ، عليه السلام ، از كلام حضرت امير المؤمنين ، عليه السلام ، دانسته‌اند . چهارم ، آن است كه جناب محقق فيض ، عليه الرحمة ، تفسير فرمودند . و حاصل آن اين است كه از براى هر موجودى ماهيتى و وجودى [ است ] ، و ماهيت اشياء عبارت از تعينات نفسيه و وجههء ذاتيهء آنهاست ، و وجود آنها عبارت از جهت يلى الرّبّى است كه به آن قوام ذات و ظهور آثار و حول و قوّهء اشياست . پس ، اگر
هامش
( 1 ) اصول كافى ، ج 1 ، ص 85 ، « كتاب التوحيد » ، « باب أنه لا يعرف به » ، ذيل حديث 1 . ( 2 ) شرح اصول كافى ، ص 233 - 234 . ( 3 ) توحيد ، ص 290 . باب 41 . ( 4 ) شرح اصول كافى ، ص 233 - 234 .