چشم سالك برداشته شد ، متذكر عوالم سابقه مىشود . و بعض از اهل ذوق مىگفت حقيقت معراج معنوى و روحانى تذكر ايام سلف است . ما وقتى كه به قهقرا متوجه احوال سابقهء خود شويم ، به اختلاف اشخاص ، هر كس تا وقتى از اوقات زندگانى خود را به ياد مىآورد و متذكر مىشود : يكى تا هفت سالگى ، يكى تا پنج يا سه سالگى ، و كمتر از اين نادر است كه كسى متذكر شود - از شيخ الرئيس نقل كنند كه مدعى آن بوده كه اوّل زمان تولدش را به خاطر داشته ! مىگفت ممكن است از اين بيشتر متذكر شد ، مثلا متذكر ايامى شود كه در رحم مادر يا در صلب پدر بوده ، و همين طور جميع تطوراتى كه در ملك نموده متذكر شود ، تا به قهقرا متذكر شود اكوان عالم [ تا ] ملكوت اعلى و جبروت را تا جبروت اعلى ، تا آنكه منتهى شود به تذكر از نشئهء علم ربوبى ، و اين تذكر حقيقت معراج است و غايت عروج روحانى است .
انتهى بيانه .
و اين مطلب خود اگر في نفسه صحيح باشد ، ولى حقيقت معراج عبارت از اين رجوع قهقرايى بودن در مشرب رحيق عرفان درست نيايد و در مسلك اصحاب قلوب صحيح ننمايد . بلكه حقيقت معراج روحانى عبارت است از حركت معنويهء انعطافيه كه با آن تتميم شود دايرهء وجود و رجوع شود به عالم غيب جميع ما في سلسلة الشهود . و اين در قوس صعودى و حركت انعطافى صورت گيرد . و اين حركت رجوعى قهقرايى خلاف سنّة اللّه جاريه است در موجودات ، و بالخصوص در انبيا و خاصه در خاتم آنها ، صلوات اللّه عليه و آله و عليهم اجمعين . و اين طور از سلوك شبيه مجذوبيت يك صنف از ملائكهء مهيّمهء متحيره در ذات ذو الجلال است كه غفلت از كثرات به كلى دارند و ندانند كه آدمى و عالمى خلق شده . و شيخ عارف كامل شاهآبادى ، روحى فداه ، مىفرمود حالت روحى حضرت آدم ، عليه السلام ، اين بود كه توجه به ملك خود نكند و مجذوب عالم غيب و مقام قدسى باشد ، و اين حركت آدم ، عليه السلام ، را از آدميت سلب مىكرد ، پس حق تعالى شيطان را بر او مسلط فرمود تا او را متوجه به شجرهء طبيعت كند و از آن جاذبهء ملكوتى او را به ملك منصرف كند .
قوله ( ع ) : و العدل و الإحسان ظاهر آن است كه اين دو عطف باشند به قوله :
الأمر بالمعروف . يعنى ، اعرفوهم بالأمر بالمعروف و بالعدل و الإحسان . و محتمل است عطف باشند بقوله : المعروف . يعنى ، اعرفوهم بالأمر بالمعروف و بالأمر بالعدل و الإحسان .
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 622
مساهمون: السيد الخميني
ص٦٢٢