تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 600

مساهمون:

ص٦٠٠
به وجه حكمى برهانى و ذوقى عرفانى فرموده كه حق تعالى چون صرف كمال و خيريت و جمال و بهاء است ، از اين جهت آنچه از ناحيهء مقدسهء اوست كمال و خيريت است ، بلكه نظام وجود و حقيقت هستى ، در غيب و شهود ، عين كمال و اصل تماميت و جمال است ، و آنچه نقص و رذيله و شرّ و و بال است به عدم و تعين راجع و از لوازم ماهيت است كه متعلق جعل و مفاض از حق نيست ، بلكه شرورى كه در عالم طبيعت و نشئهء تنگ ملك مىباشد از تضاد بين موجودات و تنگنايى عالم دنياست ، و تضاد بين آنها متعلق جعل نشود . پس ، آنچه از خيرات و كمالات و حسنات است از حق است ، و آنچه نقص و شرّ و معصيت است از خلق است ، چنانچه فرموده :
ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّه وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئًةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ .
پس ، جميع سعادات دنياويه و اخراويه و جميع خيرات ملكيه و ملكوتيه از سر چشمهء خيرات و سعادات افاضه شده ، و جميع شقاوتهاى دنيا و آخرت و شرور اين عالم و عالم ديگر از قصور ذاتى و نقصان خود موجودات است . و آنچه معروف است كه سعادت و شقاوت متعلق جعل جاعل نيست بلكه ذاتى اشياست ، در جانب سعادت بىاصل است ، چه كه سعادت مجعول و مفاض از جانب حق است ، و ذاتى از هر ذوات و ماهيتى از ماهيات را سعادتى نيست ، بلكه هلاك محض و شقاوت تامّ به حيثيت ماهيت رجوع كند . و در جانب شقاوت صحيح است ، زيرا كه شقاوت به ماهيت راجع و غير مجعول است ، براى آنكه دون مرتبهء جعل است . و حديث معروف السّعيد سعيد في بطن أمّه ، و الشّقيّ شقىّ في بطن أمّه [ 1 ] را معنى ديگرى است كه متعلق به علم اسماء و صفات است و ذكر آن متناسب نيست . و چون بعد از بيان اين مطلب حق برهانى ، مظنهء شبههء ديگرى است ، و آن آن است كه در جانب خيرات عزل موجودات و در جانب شرور عزل قدرت واجبهء قديمه مستلزم جبر و تفويض و آن خلاف مقرر است در مسلك عرفان و طريقهء برهان ، دفع آن فرموده در لسان دليل بر مطلب سابق و تحقيق كيفيت آن به اينكه حق تعالى اولى به حسنات است از بندگان ، و آنها اولى به سيّئات هستند از ذات مقدس حق ، كه در اين اثبات اولويت اثبات انتساب از طرفين است . و اما بيان اولويت حق از بنده در خيرات و اصل انتساب آن به بندگان براى آن است كه نسبت خيرات به مبدأ المبادى نسبت وجود و بالذات است ، زيرا كه خيرات ذاتى وجود است ، و آن در واجب عين ذات و در ممكن به جعل و افاضه است ، پس اصل افاضهء خيرات از واجب تعالى شأنه است ، و مرآت ظهور و مظهر
هامش
[ 1 ] « خوشبخت كسى است در شكم مادرش خوشبخت شده ، و بدبخت كسى است كه در شكم مادرش بدبخت شده است . » بحار الانوار ، ج 5 ، ص 153 ، « كتاب العدل و المعاد » ، « باب 6 » ، حديث 1 . با تغيير در عبارت .