« الرّوح و الرّاحة » به معنى واحد است . و آن استراحت است ، چنانچه جوهرى گويد . پس عطف نيز تفسيرى است . يا آنكه « روح » راحت قلب است ، و « راحت » استراحت بدن است ، چنانچه مجلسى فرمايد . « 1 » « و الهمّ و الحزن » جوهرى اين دو را به يك معنا داند ، پس عطف تفسيرى نيز شود . و مجلسى فرمايد شايد « همّ » اضطراب نفس در وقت تحصيل باشد ، و « حزن » جزع و اندوه بعد از فوت آن باشد . « 2 »
فصل
قوله : و لا يلومهم على ما لم يؤته اللّه در اين عبارت دو احتمال دادهاند : يكى آنكه مراد آن است كه شكايت و مذمت از مردم نكند بر ترك كردن آنها اعطا به او را ، زيرا كه اين امرى است كه در تحت قدرت و تقديرات الهيه است و خداى تعالى روزى او نفرموده آن عطيه را ، و كسى كه اهل يقين است مىداند كه اين تقديرى است الهى ، پس ملامت نكند احدى را . و اين احتمال را جناب محقق فيض ، رحمه اللّه ، دادهاند « 3 » ، و جناب محدّث خبير ، مجلسى ، نيز تقويت فرمودند . « 4 » و احتمال ديگرى نيز جناب فيض ، رحمه اللّه ، دادند . و آن آن است كه ملامت نكند آنها را بر آنچه حق تعالى به آنها عطا نفرموده ، زيرا كه خداى تعالى مردم را مختلف در عطيّه قرار داده ، و كسى را در آن نبايد ملامت نمود . و اين نظير روايتى است كه مىفرمايد : « اگر مردم بدانند خداوند چگونه مردم را خلق فرموده ، ملامت نكند كسى كسى را . » « 5 » جناب محدّث مجلسى ، رحمه اللّه ، فرموده است : مخفى نيست بعد از اين احتمال ، خصوصا به ملاحظهء تعليل به آنكه فإنّ الرّزق لا يسوقه . . . « 6 » نويسنده گويد اين احتمال دوم خيلى مناسبتر است از احتمال اوّل ، و خصوصا به ملاحظهء همين تعليل كه ذكر شده است ، زيرا كه ملامت بر مردم در فقر و ضيق معاش وقتى توان كرد كه رزق در تحت اختيار آنها باشد و سعى و كوشش اسباب توسعه گردد ، آن گاه انسان بگويد من سعى كردم و كوشش نمودم و تو نكردى و به ضيق معاش مبتلا شدى . ولى اهل يقين مىدانند كه رزق را سوق ندهد تحصيل و حرص آنها ، پس ديگران را ملامت نكنند .
هامش
( 1 ) مرآة العقول ، ج 7 ، ص 359 ، « كتاب ايمان و كفر » ، « باب فضل اليقين » ، حديث 2 .
( 2 ) منبع پيشين .
( 3 ) وافى ، ج 4 ، ص 269 .
( 4 ) مرآة العقول ، ج 7 ، ص 356 ، « كتاب ايمان و كفر » ، « باب فضل اليقين » ، حديث 2 .
( 5 ) وافى ، ج 4 ، ص 270 .
( 6 ) مرآة العقول ، ج 7 ، ص 357 ، « كتاب ايمان و كفر » ، « باب فضل اليقين » ، حديث 2 .