تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
بين ائمهء طاهرين ، عليهم السلام ، بعضى به بعضى رايج بوده ، و هر يك از سوق عباراتشان معلوم است كه منظور خود آن بزرگواران بوده‌اند ، چنانچه در يكى از وصيتها جناب امير المؤمنين ، عليه السلام ، مىفرمايد به حضرت امام حسن و امام حسين ، عليهما السلام : « اين وصيت من است به شما دو نفر و ساير اهل بيتم و آن كسى كه كتاب من به او برسد . » [ 1 ] و معلوم است كه در اين وصيت حسنين ، عليهما السلام ، داخل بودند . و اين وصيتها كشف مىكند از شدت اهميت مطلب ، و شدت علاقهء آن بزرگواران بعضى به بعضى . بالجمله ، نفس بودن جناب امير المؤمنين ، عليه السلام ، طرف وصيت ، كشف از بزرگى مطلب و اهميت آن مىكند . و ديگر آنكه با اينكه طرف حضرت امير بوده و آن جناب ممكن نبود از وصيت حضرت رسول تخطى فرمايد و فتور و سستى نمايد ، با اين وصف ، با اين تأكيدات اكيده مطلب را ادا فرموده . و ديگر آنكه پس از آنكه فرمود : « وصيت مىكنم تو را » ، براى جلب نظر آن سرور به اهميت وصيتها فرمود : « حفظ [ كن ] آنها را از من . » و پس از آن ، براى آنكه علاقه داشت كه حضرت اين مهمات را اتيان كند ، دعا كرد كه « خداوندا ، او را اعانت فرما . » و ديگر تأكيداتى كه در هر يك از جمله‌ها على حده ذكر فرموده ، از قبيل « نون » تأكيد ، و تكرار ، و غير آن كه محتاج به ذكر نيست . پس ، معلوم شد كه اين مطالب از مهمات است . و البته معلوم است كه در هيچيك از اين امور براى خود آن بزرگوار نفعى متصور نيست ، بلكه مقصود نفع رساندن به طرف بوده . و جناب امير ، عليه السلام ، گرچه طرف مخاطبه است اصالة ، ولى چون تكاليف عمومى مشترك است ، بايد حتى الامكان جدّيت كنيم كه وصيتهاى جناب رسول زمين نماند . و بايد بدانيم كه شدت علاقهء جناب رسول اكرم ، صلّى اللّه عليه و آله ، به حضرت امير ، عليه السلام ، اقتضا مىكند كه نفع اين مطالب خيلى زياد باشد و اهميت آنها بسيار باشد كه به اين طرز بيان فرموده است و اللّه العالم .

فصل در مفاسد دروغ است

يكى از وصاياى جناب رسول اكرم ، صلّى اللّه عليه و آله ، ملازمت با راستى و
هامش
[ 1 ] اوصيكما و جميع ولدى و أهلى و من بلغه كتابى . . . نهج البلاغه « نامهء » 47 .