تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 469

مساهمون:

ص٤٦٩
در امور است . فى الصّحاح عن أبي زيد : « الجرأة مثال الجرعة الشّجاعة . » و نيز در صحاح است : الجرئ ، المقدام . قوله : فجهدك « الجهد » ، بضمّ الجيم و فتحها ، الطاقة و المشقّة . يقال : جهد دابّته و أجهدها . در وقتى كه آن را به سير واداشت فوق طاقتش . و « جهد » به معناى جدّيت و پافشارى نيز هست . و در اين حديث همهء معانى مناسب است . قوله عليك بصلاة اللّه « عليك » اسم فعل است ، و استعمال مىشود به معناى فعل متعدى يا به جاى آن . عليكم أنفسكم ، أى الزموا . و بنابراين ، « باء » براى تأكيد و تقويت است نه براى تعديه . و در مجمع البحرين گفته است كه اگر با « باء » متعدى شد ، به معناى استمسك است « 1 » . و اين نحو تعبير در فارسى نيست . و در عربى در مقام مبالغه در شأن آن امر مىگويند . و شايد تعبير قريب به آن در فارسى چنين باشد : بچسب به فلان كار . و اما ترجمهء آن به مثل « بر تو باد فلان » مطابق با تعبيرات متعارفه نيست . و ما ان شاء اللّه بيان مناسبات حديث شريف را در ضمن مقدمه و چند فصل مىنماييم .

مقدمه

در اين حديث شريف از جهات عديده معلوم مىشود كه اين وصيتهايى كه جناب رسول اكرم ، صلّى اللّه عليه و آله ، به جناب مولا امير المؤمنين ، عليه السلام ، فرمودند در نظر مباركشان خيلى مهم بوده . يكى آنكه به جناب امير المؤمنين ، عليه السلام ، وصيت فرمودند ، با آنكه آن سرور منزهتر از آن [ بودند ] كه احتمال مسامحه در حدود شرعيه و در اوامر الهيه نسبت به ايشان برود ، ولى چون خود مطلب در نظر مبارك رسول اللّه ، صلّى اللّه عليه و آله ، خيلى مهم بوده ، از سفارش خوددارى نفرمودند . و خيلى متعارف است كه امرى را كه در نظر ايشان مهم است و اعتنا به شأن آن دارد ، براى اظهار اهميت آن سفارش مىنمايد ، و لو به كسى كه بداند آن را اتيان مىكند . اما احتمال آنكه سفارش به آن حضرت براى ايصال به سايرين باشد ، از قبيل « ايّاك أعني . . . [ 1 ] » بعيد است ، زيرا كه سوق حديث شهادت مىدهد كه به خود حضرت توجه داشته و منظور نظر مستقلا آن بزرگوار بوده ، چنانچه كلمهء في نفسك و امر به حفظ و دعاى به اعانت شاهد است . و اين نحو وصيتها متعارف بوده است ، و
هامش
[ 1 ] اشاره است به ضرب المثل مشهور إيّاك أعنى و اسمعى يا جارة كه مرادف آن در فارسى اين است : « در به تو مىگويم ديوار تو بشنو . » مجمع الامثال ، ج 1 ، ص 50 . ( 1 ) مجمع البيان ، ج 2 ، ص 244 .