تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
امتناع اكتناه در علم كلى و به قدم تفكر ، و احاطه در عرفان شهودى و قدم بصيرت ، از امور برهانيه و مورد اتفاق جميع عقلا و ارباب معارف و قلوب است . لكن آنها كه مدعى اين مقام هستند گويند پس از تقواى تامّ تمام و اعراض كلى قلب از جميع عوالم و رفض نشأتين و قدم بر فرق انّيّت و انانيت گذاشتن و توجه تامّ و اقبال كلى به حق و اسماء و صفات آن ذات مقدس كردن و مستغرق عشق و حبّ ذات مقدس شدن و ارتياضات قلبيه كشيدن ، يك صفاى قلبى از براى سالك پيدا شود كه مورد تجليات اسمائيه و صفاتيه گردد ، و حجابهاى غليظى كه بين عبد و اسماء و صفات بود خرق شود ، و فانى در اسماء و صفات گردد ، و متعلق به عز قدس و جلال شود و تدلّى تامّ ذاتى پيدا كند ، و در اين حال ، بين روح مقدس سالك و حق حجابى جز اسماء و صفات نيست . و از براى بعضى از ارباب سلوك ممكن است حجاب نورى اسمائى و صفاتى نيز خرق گردد ، و به تجليات ذاتى غيبى نايل شود و خود را متعلق و متدلّى به ذات مقدس ببيند ، و در اين مشاهده ، احاطهء قيّومى حق و فناى ذاتى خود را شهود كند ، و بالعيان وجود خود و جميع موجودات را ظل حق ببيند ، و چنانچه برهانا بين حق و مخلوق اوّل ، كه مجرد از جميع موارد و علايق است ، حجابى نيست ، بلكه [ براى ] مجردات مطلقا حجاب نيست برهانا ، همين طور اين قلبى كه در سعه و احاطه هم افق با موجودات مجرده شده ، بلكه قدم بر فرق آنها گذاشته ، حجابى نخواهد داشت . چنانچه در حديث شريف كافى و توحيد است : إنّ روح المؤمن لأشدّ اتّصالا بروح اللّه من اتّصال شعاع الشّمس بها . [ 1 ] و در مناجات « شعبانيه » ، كه مقبول پيش علما و خود شهادت دهد كه از كلمات آن بزرگواران است ، عرض مىكند : إلهي ، هب لي كمال الإنقطاع إليك ، و أنر أبصار قلوبنا بضياء نظرها إليك حتّى تخرق أبصار القلوب حجب النّور ، فتصل إلى معدن العظمة ، و تصير أرواحنا معلّقة بعزّ قدسك . إلهى ، و اجعلني ممّن ناديته فأجابك و لاحظته فصعق لجلالك فناجيته سرّا و عمل لك جهرا . [ 2 ] و در كتاب شريف الهى ، در حكايات معراج رسول اكرم ، صلّى اللّه عليه و آله ، چنين مىفرمايد : ثمّ دنى فتدلّى ، فكان قاب قوسين أو أدنى . [ 3 ] و اين مشاهدهء حضوريهء فنائيه منافات با برهان بر عدم اكتناه و احاطه و اخبار و آيات منزّه ندارد ،
هامش
[ 1 ] « جان مؤمن به روح خدا بيشتر پيوسته است تا شعاع آفتاب به آفتاب . » اصول كافى ، ج 2 ، ص 166 ، « كتاب ايمان و كفر » ، « باب إخوة المؤمنين » ، حديث 4 . [ 2 ] خداوندا كمال دلبستگى به خودت را به من ببخش ، و ديدگان دل ما را با پرتو نظر به خودت نور بخش تا ديدهء دلها حجابهاى نور را به درد . پس به معدن بزرگى برسد ، و روحهاى ما به درگاه عزّ قدس تو آويخته گردد . خدايا مرا از كسانى قرار بده كه صدايشان زدى پس اجابت كردند ، و به ايشان نظر كردى پس در برابر جلال تو مدهوش شدند ، پس در سرّ با آنان سخن گفتى و آنان آشكارا براى تو عمل كردند . قسمتى از مناجات شعبانيه ، اقبال الاعمال ، اعمال ماه شعبان ، مصباح المتهجّد ، ص 374 ، بحار الانوار ، ج 91 ، ص 97 - 99 ، « كتاب الذكر و الدعاء » ، « باب 32 » ، حديث 12 . [ 3 ] « سپس نزديك و نزديكتر شد ، پس به فاصلهء دو كمان يا نزديكتر بود . » ( نجم ، 8 - 9 ) .