« وهم » و « عقيده » ، و امثال آنست ، چنانچه « مذهب » نيز به همين معناست . و اين مبنى بر استعاره است ، زيرا كه مأخوذ از ذهاب عينى و خارجى است .
قوله : عند المعاينة [ معاينه ] مصدر « مفاعله » است . و عاينت الشّيء عيانا ، إذا رأيته بعينك . [ 1 ] و وقت احتضار و مرگ را « معاينه » گويند ، براى آنكه آثار آن عالم را بالعيان مشاهده مىكند و چشم غيبى ملكوتى گشاده شود و شمّهاى از احوال ملكوت بر او كشف شود و معاينهء بعض آثار و اعمال و احوال خويش را مىكند .
و بيان آنچه در حديث شريف به تناسب محتاج به ذكر است در ضمن چند فصل مىنماييم . و على اللّه التّكلان .
فصل در لقاء اللّه و كيفيت آن است
بدان كه آيات و اخبار در « لقاء اللّه » چه صراحتا و چه كنايتا و اشارتا بسيار است ، و اين مختصر گنجايش تفصيل و ذكر آنها را ندارد ، ولى مختصر اشاره به بعض آنها مىنمائيم . و اگر كسى تفصيل بيشتر بخواهد به رسالهء لقاء اللّه مرحوم عارف باللّه ، حاج ميرزا جواد تبريزى [ 2 ] ، قدّس سرّه ، رجوع كند كه اخبار در اين باب را تا اندازهاى جمع كرده است .
بدان كه بعضى از علما و مفسرين كه به كلى سدّ طريق لقاء اللّه را نمودند و انكار مشاهدات عينيه و تجليات ذاتيه و اسمائيه را نمودند - به گمان آنكه ذات مقدس را تنزيه كنند - تمام آيات و اخبار لقاء اللّه را حمل بر لقاء يوم آخرت و لقاء جزاء و ثواب و عقاب نمودند . و اين حمل نسبت به مطلق لقاء و بعض آيات و اخبار گرچه خيلى بعيد نيست ، ولى نسبت به بعض ادعيهء معتبره و روايات در كتب معتبره و بعض روايات مشهوره ، كه علماى بزرگ به آنها استشهاد كردند ، بسيار حمل بارد بعيدى است .
و ببايد دانست كه مقصود آنان كه راهى براى لقاء اللّه و مشاهدهء جمال و جلال حق باز گذاشتهاند اين نيست كه اكتناه ذات مقدس جايز است ، يا در علم حضورى و مشاهدهء عينى روحانى احاطه بر آن ذات محيط على الاطلاق ممكن است ، بلكه
هامش
[ 1 ] « و عاينت الشيء عيانا : و اين را در وقتى گويى كه آن چيز را با چشم خويش ديده باشى . »
[ 2 ] حاج ميرزا جواد تبريزى ( - 1344 ه ) دانشمند بزرگ معاصر سالها در نجف اشرف در مصاحبت ملا حسين قلى همدانى به تهذيب پرداخت . در حدود سال 1320 ه . ق به تبريز مراجعت كرد و سپس به قم آمد . خانهء وى سالها مجلس تذكر و موعظه بود آثارى گرانقدر در تهذيب و اخلاق دارد ، از جمله : رسالهء لقاء اللّه ، أسرار الصلاة ، المراقبات في أعمال السنة .