تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
« از حضرت باقر العلوم ، عليه الصلاة و السلام ، روايت شده كه فرمود : « مراعات عمل سخت‌تر است از عمل . » راوى گفت : « مراعات عمل چيست ؟ » فرمود : « مرد صله مىكند يا انفاقى مىنمايد براى خداى واحد بىشريك ( يعنى ريا در عمل نمىكند . ) ، پس نوشته شود آن عمل براى او پنهانى و ثواب پنهانى به او دهند ، پس از آن ذكر مىكند آن عمل را ، پس محو شود آن و نوشته شود براى او آشكارا . ( يعنى ثواب عبادت آشكارا به او دهند . ) پس از آن ذكر كند آن را ، پس محو شود آن و نوشته شود براى او ريا . » انسان تا آخر عمرش هيچ‌گاه از شرّ شيطان و نفس مأمون نيست . گمان نكند كه عملى را كه به جا آورد براى خدا و رضاى مخلوق را در آن داخل نكرد ، ديگر از شرّ نفس خبيث در آن محفوظ ماند ، اگر مواظبت و مراقبت از آن ننمايد ، ممكن است نفس او را وادار كند به اظهار آن . و گاه شود كه اظهار آن را به كنايه و اشاره نمايد . مثلا نماز شب خود را بخواهد به چشم مردم بكشد ، با حقه و سالوس از هواى خوب يا بد سحر و مناجات يا اذان مردم ذكرى كند ، و با مكايد خفيهء نفس عمل خود را ضايع و از درجهء اعتبار ساقط كند . انسان بايد مثل طبيب و پرستار مهربان از حال خود مواظبت نمايد ، و مهار نفس سركش را از دست ندهد كه به مجرد غفلت مهار را بگسلاند و انسان را به خاك مذلت و هلاكت كشاند ، و در هر حال به خداى تعالى پناه برد از شرّ شيطان و نفس امّاره . إنّ النفس لأمّارة بالسّوء إلّا ما رحم ربّي . [ 1 ] و ببايد دانست كه تخليص نيت از تمام مراتب شرك و ريا و غير آن ، و مراقبت و ابقاء بر آن ، از امور بسيار مشكل و مهم است ، بلكه بعض مراتب آن جز براى خلّص اولياء اللّه ميسر و ميسور نيست ، زيرا كه نيت عبارت است از ارادهء باعثهء به عمل ، و آن تابع غايات اخيره است ، چنانچه اين غايات تابع ملكات نفسانيه است كه باطن ذات انسان و شاكلهء آن را تشكيل دهد . كسى كه داراى حب جاه و رياست است و اين حب ملكهء نفسانيّه و شاكلهء روح او شده است ، غايت آمال او رسيدن به آن مطلوب است ، و افعال صادره از او تابع آن غايت است و داعى و محرك او همان مطلوب نفسانى است و اعمال او براى وصول به آن مطلوب از او صادر گردد . مادامى كه اين حب در قلب اوست ، عمل او خالص نتواند شد . و كسى كه حب نفس و خود خواهى ملكه و شاكلهء نفس اوست ، غايت مقصد و نهايت مطلوب او رسيدن به ملايمات نفسانيه است و محرك و داعى او در اعمال همين غايت است ، چه اعمال او براى وصول به مطلوبات دنيويه باشد ، يا مطلوبات اخرويه از قبيل حور
هامش
[ 1 ] « نفس آدمى او را پيوسته به بدى فرمان دهد مگر آنكه پروردگارم رحم نمايد . » ( يوسف - 53 ) .