تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
صحت عبادت و قبول آن . چنانچه در اخبار نيز ذكر اين مطلب بسيار است « 1 » . و تعريف جامع شرك در عبادت ، كه تمام مراتب آن را شامل گردد ، ادخال رضاى غير حق است در آن ، چه رضاى خود باشد يا غير خود ، الا آن كه اگر رضاى غير خود از ساير مردم باشد ، شرك ظاهر و رياى فقهى است ، و اگر رضاى خود باشد ، آن شرك خفى باطنى است ، و در نظر اهل معارف باطل و ناچيز است و مقبول درگاه حق نيست . مثلا كسى كه نماز شب بخواند براى وسعت روزى ، يا صدقه دهد براى رفع بليّات ، يا زكات دهد براى تنميهء مال ، يعنى اين‌ها را براى حق تعالى بكند و از عنايت او اين امور را بخواهد ، اين عبادات گرچه صحيح و مجزى و با اتيان به اجزا و شرايط شرعيه اين آثار نيز بر او مترتب شود ، لكن اين عبادت حق تعالى نيست ، و داراى نيت صادقه و ارادهء خالصانه نخواهد بود ، بلكه اين عبادت براى تعمير دنيا و رسيدن به مطلوبات نفسانيهء دنيويه است ، پس عمل او مصاب نيست . چنانچه اگر عبادات براى ترس از جهنم و شوق بهشت باشد ، نيز خالص براى حق نيست و نيت صادقانه در آن ندارد . بلكه توان گفت كه اين عبادات خالص براى حق شيطان و نفس است ، و انسان داراى اين نحو عبادات ، رضاى حق را به هيچ وجه داخل در آنها نكرده تا تشريك باشد ، بلكه فقط بت بزرگ را پرستيده - « مادر بتها بت نفس شماست . » [ 1 ] اين گونه از عبادات را حق تعالى به واسطهء ضعف ما و رحمت واسعهء خود به يك مرتبه قبول فرموده ، يعنى ، آثارى بر آنها مترتب فرموده و عناياتى در مقابل آنها قرار داده كه اگر انسان به شرايط ظاهريه و اقبال قلب و حضور آن و شرايط قبول آنها قيام كند ، تمام آن آثار بر آنها مترتب شود و تمام وعده‌ها انجاز گردد . اين‌ها حال عبادات عبيد و اجراء . و اما عبادات احرار كه براى حب حق تعالى و يافتن آن ذات مقدس را اهل عبادت واقع مىشود ، و خوف از جهنم و شوق بهشت محرّك آنها در آن نيست ، اوّل مقام اوليا و احرار است . و از براى آنها مقامات و معارج ديگر است كه به بيان نيايد و از حوصله خارج است . مادامى كه نفس توجه به عبادت و عابد و معبود دارد ، خالص نيست ، بايد دل خالى از اغيار گردد و در آن غير حق راهى نداشته باشد تا خالص باشد . چنانچه در حديث شريف كافى وارد است : قال : سألته عن قول اللّه عزّ و جلّ :
« إلّا من أتى اللّه بقلب سليم . »
قال : القلب السّليم الّذي يلقى ربّه و ليس فيه أحد سواه . قال : و كلّ قلب فيه شرك أو شكّ
هامش
[ 1 ]« مادر بتها بت نفس شماست * زانكه آن بت مار و اين بت اژدهاست ». مولوى . ( 1 ) وسائل الشيعه ، ج 1 ، ص 52 و 53 « كتاب الطهارة » « ابواب مقدمة العبادات » ، باب 12 ، حديث 3 و 11 و مستدرك الوسائل ، ج 1 ، ص 112 ، كتاب الطهاره ، ابواب مقدمة العبادات ، باب 12 ، حديث 8 .