شرح « بلاء » به معنى امتحان و تجربه است . چنانچه در صحاح گويد : « بلوته بلوى ، جرّبته و اختبرته . و بلاه اللّه بلاء ، و أبلاه إبلاء حسنا . و ابتلاه ، أى اختبره . [ 1 ] » و أيّكم مفعول دوم است از براى ليبلوكم به تضمين معناى « علم » ، بنا به فرمودهء مجلسى . و اين درست نيايد . زيرا كه « اىّ » استفهاميه فعل را معلّق مىكند از عمل .
و صواب آن است كه أيّكم أحسن عملا جملهء مبتدا و خبر است ، و در معناى مفعول فعل « بلوى » است . و اگر « أىّ » را موصوله بگيريم ، براى كلام مرحوم مجلسى وجهى است ، ولى استفهاميه بودن آن اظهر است .
و « صواب » نقيض خطا است ، چنانچه جوهرى گويد .
و « خشية » دوم در بعضى از نسخ ، چنانچه مجلسى فرمايد ، نيست « 1 » . و اگر باشد احتمالاتى دارد كه اظهر آن اين است كه « واو » به معنى « مع » باشد .
و از اسرار الصلاة شهيد ثانى ، رحمه اللّه ، منقول است كه النّية الصّادقة الحسنة « 2 » .
و « ابقاء بر عمل » مراعات و محافظت آن است . چنانچه جوهرى گويد :
« أبقيت على فلان . إذا أرعيت عليه و رحمته » .
و « شاكلة » به معنى طريقه و شكل و ناحيه است ، چنانچه در قاموس و صحاح است . فعن القاموس : « الشاكلة ، الشكل ، و الناحية ، و النّية ، و الطريقة . » و ما بيان آنچه شرح دادنى است در حديث شريف در ضمن فصولى چند به رشتهء تحرير در مىآوريم ان شاء اللّه .
فصل
ليبلوكم اشاره است به قول خداى تعالى :
تَبارَكَ الَّذي بِيَدِهِ المُلْكُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ . الَّذي خَلَقَ الموتَ وَ الْحَيوةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا
. « 3 » « فرخنده است آنكه به دست اوست ملك و سلطنت . و او بر هر چيز تواناست . آن كس كه آفريد مردن و زندگانى را تا امتحان كند شما را كداميك نيكوتريد در عمل . » محقق مجلسى ، قدّس سرّه ، فرمايد : « اين آيهء شريفه دلالت دارد بر آنكه موت امر وجودى است . و مراد از آن يا موت طارى بر حيات است ، يا عدم اصلى است . » - انتهى . « 4 »
هامش
[ 1 ] بلوته ، بلوى ( آن را تجربه كردم و آن را به معرض آزمايش و امتحان آوردم ) ، و بلاه اللّه بلاء و ابلاه ابلاء حسنا و ابتلاه ( او را آزمايش كرد ) .
( 1 ) مرآة العقول ، ج 7 ، ص 78 ، « كتاب الايمان و الكفر » ، « باب الاخلاص » ، حديث 4 .
( 2 ) علّامه مجلسى در بحار الانوار ( ج 67 ، ص 231 ) اين مطلب را از نسخه اسرار الصلاة شهيد نقل مىكند ، ولى در متن چاپى ( ص 8 ) تنها « النية الصادقة » آمده است .
( 3 ) ( ملك - 2 - 3 )
( 4 ) مرآة العقول ، ج 7 ، ص 77 ، « كتاب الايمان و الكفر » ، « باب الاخلاص » ، حديث 4 .