تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢

در حقيقت توبه است

شرح بدان كه « توبه » يكى از منازل مهمهء مشكله است . و آن عبارت است از رجوع از طبيعت به سوى روحانيت نفس ، بعد از آنكه به واسطهء معاصى و كدورت نافرمانى نور فطرت و روحانيت محجوب به ظلمت طبيعت شده . و تفصيل اين اجمال اجمالا اين است كه نفس در به دو فطرت ، خالى از هر نحو كمال و جمال و نور و بهجت است ، چنانچه خالى از مقابلات آنها نيز هست . گويى صفحه‌اى است خالى از مطلق نقوش : نه داراى كمالات روحانى ، و نه متصف به اضداد آن است . ولى نور استعداد و لياقت براى حصول هر مقامى در او وديعه گذاشته شده است ، و فطرت او بر استقامت و خميرهء او مخمّر به انوار ذاتيه است . و چون ارتكاب معاصى كند ، به واسطهء آن در دل او كدورتى حاصل شود . و هر چه معاصى بيشتر شود ، كدورت و ظلمت افزون گردد تا آنكه يكسره قلب تاريك و ظلمانى شود و نور فطرت منطفى گردد و به شقاوت ابدى رسد . اگر در بين اين حالات ، قبل از فرا گرفتن ظلمت تمام صفحهء قلب را ، از خواب غفلت بيدار شد و پس از منزل يقظه به منزل توبه وارد شد و حظوظ اين منزل را به شرايطى ، كه اجمالى از آن در اين اوراق ان شاء اللّه ، ذكر مىشود ، استيفا كرد ، از حالات ظلمانيه و كدورات طبيعيه برگشت مىنمايد به حال نور فطرت اصلى و روحانيت ذاتيهء خود . گويى صفحه‌اى مىشود باز خالى از كمالات و اضداد آن . چنانچه در حديث شريف مشهور است : التّائب من الذّنب كمن لا ذنب له . « 1 » « رجوع كننده از گناه مثل كسى است كه گناه نداشته باشد . » پس ، معلوم شد كه حقيقت « توبه » رجوع از احكام و تبعات طبيعت است به سوى احكام روحانيت و فطرت . چنانچه حقيقت « انابه » رجوع از فطرت و روحانيت است به سوى خدا ، و سفر كردن و مهاجرت نمودن از بيت نفس است به سوى سر منزل مقصود . پس منزل توبه مقدم بر منزل انابه است . و تفصيل آن در اين اوراق مناسب نيست .

فصل نكتهء مهمه

بر سالك طريق نجات و هدايت لازم است تنبّه به يك نكتهء مهمه . و آن اين
هامش
( 1 ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 435 ، كتاب الايمان و الكفر » ، « باب التوبة » ، حديث 10 .