كند ، البته چنين زرعى نتيجهء مطلوبه ندهد . پس رجاء محبوب و مستحسن آن است كه انسان تمام اسبابى كه تحت تصرف اوست و حق تعالى به عنايت كاملهء خود به او قدرت عنايت كرده و هدايت به طرق صلاح و فساد فرموده و امر به تهيهء آنها نموده ايجاد كند ، پس از آن به انتظار و اميد آن باشد كه حق تعالى به عنايات سابقهء خود اسبابى كه در تحت اختيار او نيست فراهم فرمايد و رفع موانع و مفسدات را بنمايد .
پس ، بنده اگر زمين دل را از خارهاى اخلاق فاسده و سنگ و شورههاى معاصى پاك نمود و بذر اعمال را در او كشت و به آب صافى علم نافع و ايمان خالص آن را آبيارى كرد و از مفسدات و موانع ، مثل عجب و ريا و امثال آنها كه به منزلهء علفهايى است كه مانع از سبز شدن زراعت است ، خالص نمود ، پس از آن به انتظار فضل خدا نشست كه حق تعالى او را ثابت نگه دارد و عاقبت او را ختم به خير فرمايد ، اين رجاء مستحسن است چنانچه حق تعالى فرمايد :
إنَّ الّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ هاجَروُا و جاهَدُوا في سَبيلِ اللَّه اوُلئكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّه
« 1 » « آنان كه ايمان آوردند و مهاجرت كردند و جهاد در راه خدا نمودند ، آنها اميدوار رحمت خداوندند . »
فصل در لمّيّت موازنهء خوف و رجا
در ذيل اين حديث شريف مذكور است كه خوف و رجا نبايد يكى بر ديگرى رجحان داشته باشد . چنانچه در مرسلهء ابن ابى عمير از حضرت صادق عليه السلام ، نيز به همين مضمون وارد است . « 2 » و انسان وقتى كه كمال نقص خود را از قيام به عبوديت ملاحظه كرد و دقت و ضيق راه آخرت را تفكر نمود ، خوف در او حادث شود به اعلى درجه . و وقتى ملاحظهء ذنوب خود را نمود و تفكر در حال مردمى كرد كه عاقبت امر بىايمان و عمل صالح از دنيا رفتند و حالشان با اينكه در اول امر خوب بود منجر به بدى شد و مبتلا به سوء عاقبت شدند ، در او خوف شديد شود . در حديث شريف كافى از حضرت صادق ، عليه السلام ، نقل كند :
قال : المؤمن بين مخافتين : ذنب قد مضى لا يدري ما صنع اللّه فيه ، و عمر قد بقى لا يدري ما يكتسب فيه من المهالك . فهو لا يصبح إلّا خائفا و لا يصلحه إلّا الخوف . « 3 »
هامش
( 1 ) ( بقره - 218 ) .
( 2 ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 71 ، « كتاب ايمان و كفر » ، « باب خوف و رجاء » ، حديث 13 .
( 3 ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 71 ، « كتاب ايمان و كفر » ، « باب خوف و رجاء » ، حديث 12 .