تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
قائل در اين مقام گويد :
پير ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت * آفرين بر نظر پاك خطا پوشش باد [ 1 ]
قول پير راجع به مقام دوم و قول خود قائل راجع به مقام اوّل است . پس ، در اين نظر خوف و حزن و خجلت و سرافكندگى انسان را فرا گيرد . و ديگر نظر به كمال واجب و بسط بساط رحمت و سعهء عنايت و لطف او . مىبيند اين همه بساط نعمت و رحمتهاى گوناگون ، كه احاطهء بر آن از حوصلهء حصر و تحديد خارج است ، بىسابقهء استعداد و قابليت است ، ابواب الطاف و بخشش را به روى بندگان گشوده است بى استحقاق ، نعم او ابتدايى و غير مسبوق به سؤال است ، چنانچه حضرت سيد الساجدين ، زين العابدين ، عليه السلام ، در ادعيهء « صحيفه » و غير آن مكرر اشاره فرموده‌اند بدين معنى [ 2 ] ، پس رجاء او قوّت گيرد و اميدوار به رحمت حق گردد . كريمى كه كرامتهاى او به محض عنايت و رحمت است ، و مالك الملوكى كه بىسابقهء سؤال و استعداد به ما عناياتى فرموده كه تمام عقول از علم به شمه‌اى از آن عاجز و قاصر است ، و عصيان اهل معصيت به مملكت وسيع او خللى وارد نكند و طاعت اهل طاعت در آن افزونى نياورد ، بلكه هدايت آن ذات مقدس طرق طاعت را ، و منع آن ذات اقدس از عصيان ، براى عنايات كريمانه و بسط رحمت و نعمت است ، و براى رسيدن به مقامات كمال و مدارج كماليه و تنزيه از نقص و زشتى و تشوّه است . پس ، اگر برويم در درگاه عز و جلالش و پيشگاه رحمت و عنايتش و عرض كنيم بار الها ، ما را لباس هستى پوشانيدى و تمام وسايل حيات و راحت ما را فوق ادراك مدركين فراهم فرمودى و تمام طرق هدايت را به ما نمودى ، تمام اين عنايات براى صلاح خود ما و بسط رحمت و نعمت بود ، اكنون ما در دار كرامت تو و در پيشگاه عزّ و سلطنت تو آمديم با ذنوب ثقلين ، در صورتى كه ذنوب مذنبين در دستگاه تو نقصانى وارد نكرده و بر مملكت تو خللى وارد نياورده ، با يك مشت خاك كه در پيشگاه عظمت تو به چيزى و موجودى حساب نشود چه مىكنى جز رحمت و عنايت ؟ آيا از درگاه تو جز اميد رحمت چيز ديگر متوقع است ؟ پس ، انسان هميشه بايد بين اين دو نظر متردد باشد : نه نظر از نقص خود و تقصير و قصور از قيام به عبوديت ببندد ، و نه نظر از سعهء رحمت و احاطهء عنايت و شمول نعمت و الطاف حق جل جلاله بپوشد .
هامش
[ 1 ] بيت از حافظ است : [ 2 ] در دعاى دوازدهم « صحيفه سجّاديه » مىفرمايد : إذ جميع احسانك تفضّل و إذ كلّ نعمك ابتدا . ( زيرا كه همهء احسان‌هاى تو تفضل است ، و همهء نعمتهاى تو بىسابقهء استحقاق است . ) و در دعاى 32 ، « صحيفه سجّاديه » ، مىفرمايد : فلك الحمد على ابتدائك بالنعم الجسام . ( پس سپاس براى تو است كه نعمتهاى بزرگ را آغاز فرمودى . ) و در دعاى أبو حمزه از امام سجاد و دعاهاى ديگر مانند دعاى افتتاح و . . . نظير اين مضمون وجود دارد .