سلام اللّه عليه ، بر ما بترسد از آن و از موجب آن ، كه طول امل است ، حق است ، زيرا كه او مىداند اين چه سفر پر خطرى است . و انسانى كه بايد آنى راحتى نداشته باشد و در هر حال مشغول جمع زاد و راحله باشد و دقيقهاى ننشيند ، اگر نسيان كرد آن عالم را و به خواب رفت و نفهميد كه چنين عالمى هم هست و چنين سيرى هم در پيش است ، چه به سر او خواهد آمد و به چه بدبختيهايى خواهد گرفتار شد . خوب است قدرى در حال آن حضرت و حضرت رسول اكرم ، صلّى اللّه عليه و آله ، كه اشرف خليقه و معصوم از خطا و نسيان و لغزش و طغيان هستند ، تفكر كنيم و بفهميم كه ما در چه حال هستيم و آنها در چه حال بودند . علم آنها به بزرگى سفر و خطر آن ، از آنها راحت را سلب كرده ، و جهل ما نسيان در ما ايجاد كرده . حضرت « ختمى » مرتبت به قدرى رياضت كشيد و قيام در مقابل حق كرد كه قدمهاى مباركش ورم كرد و از طرف ذات مقدّس حق جلّ جلاله آيه نازل شد :
طه ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ القُرْآنَ لِتَشْقى
. [ 1 ] و « 1 » جناب امير المؤمنين ، عليه السلام ، كه حالات و عبادات و خوفش از حق تعالى معلوم است . پس ، بدان كه سفر خيلى پر خطر است ، و اين نسيان و فراموشى كه در ما است از مكايد نفس و شيطان است ، و اين اميدها و آمال طولانى و دراز از دامهاى بزرگ ابليس و از مكايد نفس است . پس ، از اين خواب برخيز و تيقظ و تنبه پيدا كن . بدان كه مسافرى و داراى مقصدى . مقصد تو عالم ديگر است و تو را از اين عالم خواهى نخواهى مىبرند . اگر تهيهء سفر و زاد و راحلهء آن را ديدى ، در اين سفر درمانده نشوى و در اين سير بيچاره نشوى ، و الا فقير و بيچاره و بينوا گردى ، و خواهى رفت به سوى شقاوتى كه سعادت ندارد ، ذلتى كه عزت ندارد ، فقرى كه غنا دنبالش نيست ، عذابى كه راحت ندارد ، آتشى كه خاموشى پيدا نكند ، فشارى كه بر طرف شدن ندارد ، حزن و اندوهى كه خوشحالى در پى آن نيست ، حسرت و ندامتى كه آخر ندارد .
اى عزيز ببين مولا در دعاى « كميل » در مناجات با خداى تعالى چه عرض مىكند : أنت تعلم ضعفي عن قليل من بلاء الدّنيا و عقوباتها . تا آنكه مىگويد : و هذا ما لا تقوم له السّموات و الأرض . [ 2 ] اين چه عذابى است كه آسمانها و زمين طاقت آن را ندارند و براى تو تهيه شده و باز تنبه ندارى و روز بروز در نسيان و غفلت و خوابت افزوده مىشود .
هان ، اى دل غافل ! از خواب برخيز و مهياى سفر آخرت شو - فقد نودى فيكم
هامش
[ 1 ] از امام باقر و امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمودند : كان رسول اللّه ( ص ) إذا صلّى ، قام على أصابع رجليه حتّى تورّمت ، فأنزل اللّه تبارك و تعالى « طه » . . . تفسير على بن إبراهيم قمى ، ج 2 ، ص 58 .
[ 2 ] « [ اى پروردگار من ] تو خود ناتوانيم را از اندكى از گرفتاريهاى دنيا و كيفرهاى آن مىدانى . . . و اين عذابى است كه آسمانها و زمين تاب آن نياورند . » « دعاى كميل » ، مصباح المتهجّد ، ص 587 .
( 1 ) ( طه - 1 - 2 ) .