تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
لفظ چيز ديگر نيست : ايمان به عدل با حسد منافى است . تو اگر او را عادل مىدانى ، تقسيم او را هم عادلانه بدان . چنانچه در حديث شريف فرمود حق تعالى مىفرمايد : « حسود رو برگردان است از قسمتهايى كه بين بندگان كرده‌ام ، و غضبناك است از نعمتهاى من . » قلب فطرتا در مقابل قسمت عادلانه خاضع است و از جور و اعتساف فطرتا گريزان و متنفر است . از فطرتهاى الهيه ، كه در كمون ذات بشر مخمّر است ، حب عدل و خضوع در مقابل آن است ، و بغض ظلم و عدم انقياد در پيش آن است ، اگر خلاف آن را ديد ، بداند در مقدمات نقصانى است . اگر ساخط از نعمت و معرض از قسمت شد ، از آن است كه آن را عادلانه نمىداند ، بلكه ، نعوذ باللّه ، جائرانه مىداند ، نه اينكه قسمت را عادلانه مىداند و از او معرض است ، و نقشه را مطابق نظام اتمّ و مصالح تامه مىداند و غضبناك از اوست . هيهات كه ايمان ما ناقص است و مطالب عقلى برهانى از حد عقل و ادراك به حدّ قلب وارد نشده . ايمان به گفتن و شنيدن و خواندن و بحث و قيل و قال نيست ، خلوص نيت مىخواهد . خداجو خداياب است ، معارف طلب معارف جوست .
من كان في هذه أعمى فهو في الآخرة أعمى و أضلّ سبيلا
. [ 1 ]
و من لم يجعل اللّه له نورا فما له من نور .
[ 2 ]

فصل در بيان علاج عملى حسد است

علاوه بر علاج علمى ، كه شمه‌اى از آن ذكر شد ، علاج عملى نيز از براى اين رذيلهء فضيحه است . و آن چنان است كه با تكلف اظهار محبت كنى با محسود و ترتيب آثار آن را دهى ، و مقصودت از آن علاج مرض باطنى باشد . نفس تو را دعوت مىكند كه او را اذيت كن ، توهين كن ، دشمن داشته باش ، مفاسد او و مساوى او را به تو عرضه مىدارد ، تو به خلاف ميل نفس به او ترحم كن و تجليل و توقير نما ، زبان را به ذكر خير او وادار كن ، نيكوييهاى او را بر خود و بر ديگران عرضه دار ، صفات جميلهء او را خاطر نشان خود كن . گر چه اين‌ها كه مىكنى در اول امر با تكلف است ، از روى مجاز و غير واقع است ، ليكن چون مقصود اصلاح نفس و بر طرف كردن اين نقص و رذيله است بالاخره به حقيقت نزديك مىشود و كم‌كم تكلف كم مىشود و نفس عادى مىشود و واقعيت پيدا مىكند . لااقل به نفس عرضه‌دار و بفهمان كه اين شخص بندهء خداست و شايد خداوند تعالى به او نظر لطف داشته كه او را متنعم كرده
هامش
[ 1 ] « هر كسى در اين جهان نابينا بوده باشد ، در آخرت نيز نابينا و گمراهتر خواهد بود . » [ 2 ] « هر كه خداوند براى او نورى قرار نداده ، هيچ نورى براى وى نيست . » ( نور - 40 ) .