است قابل زوال است ، منتها به حسب اختلاف شدت و ضعف ، زحمت تصفيه تفاوت مىكند . البته اول پيدايش صفتى در نفس با زحمت و رياضت كمى او را مىتوان ازاله كرد ، مثل نهال نورسى كه ريشه ندوانيده باشد و متمكن در زمين نشده باشد ، ولى بعد از آنكه آن صفت متمكن در نفس شد و از ملكات مستقرهء نفس گرديد ، زوالش ممكن است ولى زحمتش زياد مىشود ، مثل درختى كه كهنسال شده و ريشه كرده ، زحمت كندنش زيادتر است . تو هر چه ديرتر در فكر قلع ريشههاى مفاسد روحى افتى ، ناچار زحمت و رياضتت بيشتر گردد .
اى عزيز ، اولا مگذار مفاسد اخلاقى يا عملى در مملكت ظاهر و باطنت وارد شود كه اين خيلى سهلتر است از آنكه بعد از ورود بخواهى اخراج آنها كنى ، همانطور كه دشمن را اگر نگذارى وارد سر حد مملكت گردد يا وارد قلعه شود آسانتر است دفع آمدن تا بعد از وارد شدن و برج و بارو را گرفتن در صدد دفع و اخراج برآيى . و اگر وارد شد ، هر چه ديرتر در صدد دفع برآيى زحمتت زياد مىشود و قوهء داخلى رو به نقصان مىگذارد . شيخ جليل ما و عارف بزرگوار ، آقاى شاهآبادى « 1 » ، روحى فداه ، فرمودند كه تا قواى جوانى و نشاط آن باقى است بهتر مىتوان قيام كرد در مقابل مفاسد اخلاقى و خوبتر مىتوان وظايف انسانيه را انجام داد . مگذاريد اين قوا از دست برود و روزگار پيرى پيش آيد كه موفق شدن در آن حال مشكل است . و بر فرض موفق شدن ، زحمت اصلاح خيلى زياد است . پس ، انسان عاقل كه تفكر كرد در مفاسد چيزى ، اگر وارد در آن نيست ، گرد آن نمىگردد و خود را آلوده نمىكند .
و اگر خداى نخواسته وارد شد ، هر چه زودتر در صدد اصلاح بر مىآيد و نمىگذارد ريشه كند . و اگر خداى نخواسته ريشه كرد ، با هر زحمت و مشقتى است ريشهء او را مىكند كه مبادا به ثمرهء برزخى و آخرتى برسد و ميوهء آن را بار دهد ، كه اگر با آن خلق فاسد از اين عالم ، كه نشئهء تبدلات هيولانى و تغيرات مادى است ، منتقل شد ، قلع آن از دست خود او خارج مىشود و تا در آخرت يا برزخ يك خلق از اخلاق نفسانى بخواهد تبديل شود هيهات است ! در حديث است از رسول اكرم ، صلّى اللّه عليه و آله و سلم ، كه هر يك از اهل بهشت و جهنّم مخلدند در آن به واسطهء نيات خود [ 1 ] .
نيّات فاسده ، كه زاييدهء اخلاق رذيله است ، ممكن نيست زائل شود مگر آنكه منشأ آن زائل گردد . در آن عالم ملكات به قدرى با شدت و قوّت ظهور مىكند كه زوال آن يا ممكن نيست - آن وقت انسان مخلد است در جهنم - و اگر با فشارها و سختيها و آتشها زائل شود ، پس از قرنهاى ربوبى شايد زائل شود . پس ، اى عاقل چيزى را كه
هامش
[ 1 ] امام صادق ( ع ) از پدرانش از امير المؤمنين ( ع ) روايت مىكند : كان رسول اللّه ، صلّى اللّه عليه و آله ، ذات يوم جالسا في مسجده إذ دخل عليه رجل من اليهود . . . قال اليهودىّ : فإن كان ربّك لا يظلم فكيف يخلد في النّار ابد الابدين من لم يعصه الّا أيّاما معدودة ؟ قال : يخلده على نيّته . فمن علم اللّه نيّته أنّه لو بقى في الدّنيا إلى انقضائها كان يعصى اللّه عزّ و جل ، خلّده في ناره على نيّته ، و نيّته في ذلك شرّ من عمله . و كذلك يخلد من يخلد فى الجنّة بأنّه ينوى أنه لو بقى في الدّنيا أيّامها لأطاع اللّه أبدا ، و نيّته خير من عمله . فبالنّيات يخلد أهل الجنّة في الجنّة و أهل النّار في النّار . پيغمبر اكرم ( ص ) روزى در مسجد خود نشسته بود كه مردى يهودى بر او وارد شد . . .
( سؤالهائى كرد ، يكى از آنها اين بود كه ) گفت : اگر پروردگار تو ستم نمىكند ، پس چگونه كسى را كه جز چند روزى گناه نكرده است براى هميشه در آتش نگاه مىدارد ؟ پيغمبر پاسخ داد : او را به واسطهء نيتش در آتش نيتش إلى الابد در آتش مىدارد . و اين نيّت او از عملش بدتر است . و اينچنين است كه هر كسى كه در بهشت جاويدان جاى دارد بدين سبب است كه قصد دارد اگر هر روز به دنيا باقى ماند همواره فرمانبرى خدا را نمايد ، و نيت او از عملش بهتر است . و به سبب نيتها اهل بهشت در بهشت ، و اهل جهنم در آتش جاويدان مىمانند . . . » التوحيد ص 398 و 399 ، « باب الاطفال » ، حديث 14 .
( 1 ) حديث 1 ، پاورقى 51 .