مىشود و از نمو و ترقى مىافتد . و اگر در بين رياضت و اصلاح مرگ در رسيد ، رحمت الهى شامل حالت مىشود و با رحمت واسعه و بركت روحانيت رسول اكرم ، صلّى اللّه عليه و آله ، مشمول عفو مىشوى ، و بارقهء رحمانيه اگر بقيهاى از آن مانده باشد ، مىسوزاند و نفس را پاك و پاكيزه مىكند .
و اما آنچه در روايت حمزة بن حمران وارد است : عن أبي عبد اللّه ، عليه السّلام ، قال ثلاثة لم ينج منها نبىّ - فمن دونه ، التفكّر في الوسوسة في الخلق و الطّيرة و الحسد ، إلّا انّ المؤمن لا يستعمل حسده . [ 1 ] يا آنكه مبالغه فرمودهاند و مقصود كثرت ابتلاى به آن است . يا اينكه اين تركيب كنايه از كثرت ابتلاست ، بدون آنكه مقصود بالذّات خود مضمون جمله باشد . يا آنكه حسد را اعم از غبطه اراده فرمودند مجازا . يا آنكه ميل زوال بعض نعم از كفار را كه استعمال مىكنند در ترويج مذهب باطل خود ، حسد نام نهادهاند . و الا از حسد به معناى حقيقى خودش انبيا و اوليا ، عليهم السلام ، پاك و پاكيزهاند : قلبى كه آلوده به مساوى اخلاقى و قذارات باطنى شد ، مورد وحى و الهام الهى نشود و مورد تجليات ذاتى و صفاتى حق نگردد . پس ، بايد يا توجيهى از روايت شود به نحوى كه ذكر شد ، يا به نحو ديگر ، يا ردّ علمش به قايلش ، صلوات اللّه عليه ، شود . و الحمد للّه أوّلا و آخرا .
هامش
[ 1 ] از ابى عبد اللّه ( ع ) روايت شده كه سه چيز است كه هيچ پيامبر و پايينتر از او از آن رهايى نيافتند : انديشيدن براى وسوسه كردن مردم ، و فال بد زدن ، و حسد ورزيدن جز آنكه مؤمن به حسد خود كار نمىكند . روضه كافى ، ج 8 ، ص 108 ، حديث 86 . وسائل الشيعة ، ج 11 ، ص 293 ، « كتاب الجهاد » ، باب 55 . حديث 8 .