جانفزا بزمى طربانگيز و خوشآراست ، بُلبل * تا كه آيد در حبالهى عقد او گل بىتأمل
« تار » صَلْصَل زد ، « نوا » طوطى و گرم « رقص » سُنبل * بسكه روحافزا ، طربانگيز شد ، بزم طرب ، گل
بر خلاف شيوهء معشوقگان تصنيفخوان شد * نى اساس شادى اندر تودهء غبرا مهيّاست
يا كه اندر بوستانهاى زمينى عيش برپاست * خود در اين نوروز اندر هشت جنّت شور و غوغاست
قُدسيان را نيز در لاهوت ، جشنى شادىافزاست * چونكه اين نوروز با ميلاد مهدى توأمان شد
مصدرِ هر هشت گردون مبدأ هر هفت اختر * خالق هر شش جهت ، نور دل هر پنج مصدر
والى هر چارعنصر حكمران هر سه دختر * پادشاه هر دوعالم ، حُجّتِ يكتاى اكبر
آنكه جودش شهرهء نُه آسمان بل لا مكان شد
ديوان امام ( فارسى ) — صفحة 275
مساهمون: السيد الخميني
ص٢٧٥