مهدى امام مُنتظر ، نوباوهء خير البشر * خلق دو عالم سربهسر بر خوان احسانش نگين
مهر از ضيائش ذرّهاى ، بدر از عطايش به درهاى * دريا ز جودش قطرهاى ، گردون ز كشتش خوشهچين
مرآت ذات كبريا مشكات انوار هدا * منظور بعثِ انبيا ، مقصود خلق عالمين
امرش قضا ، حكمش قدر ، حُبّش جنان بُغضش سَقَر * خاك رهش زيبد اگر بر طُرّه سايد حورِ عين
دانند قرآن سربهسر بابى ز مدحش مختصر * اصحاب علم و معرفت ، ارباب ايمان و يقين
سُلطان دين ، شاهِ زَمَن ، مالك رقاب مرد و زن * دارد به امرِ ذُو الْمِنَن ؛ روى زمين ، زير نگين
ذاتش به امر دادگر ، شد منبع فيضِ بشر * خيل ملايك سربهسر دربند الطافش ، رهين
حبّش سفينهء نوح آمد در مَثَل ، ليكن اگر * مهرش نبودى نوح را مىبود با طوفان قرين
گرنه وجود اقدسش ظاهر شدى اندر جهان * كامل نگشتى دين حق ز امروز تا روز پسين
ايزد به نامش زد رقم ، منشور ختم الاوصيا * چونان كه جدّ امجدش گرديد ختم المُرسلين
ديوان امام ( فارسى ) — صفحة 260
مساهمون: السيد الخميني
ص٢٦٠