است كه بايد به خداى تعالى از آن پناه برد ، و اين كلام محتاج به تهجين و توهين نيست . و إلى اللّه المشتكى .
يكى ديگر از حجب كه مانع از فهم قرآن شريف و استفاده از معارف و مواعظ اين كتاب آسمانى است ، حجاب معاصى و كدورات حاصله از طغيان و سركشى نسبت به ساحت قدس پروردگار عالميان است كه قلب را حاجب شود از ادراك حقايق . و بايد دانست كه از براى هر يك از اعمال صالحه يا سيّئه چنانچه در عالم ملكوت صورتى است مناسب با آن ، در ملكوت نفس نيز صورتى است كه به واسطهء آن در باطن ملكوت نفس يا نورانيّت حاصل شود و قلب مطهّر و منوّر گردد ، و در اين صورت نفس چون آئينهء صقيل صافى گردد كه لايق تجلّيات غيبيّه و ظهور حقايق و معارف در آن شود ، و يا ملكوت نفس ظلمانى و پليد شود ، و در اين صورت قلب چون آئينهء زنگار زده و چركين گردد كه حصول معارف الهيّه و حقايق غيبيّه در آن عكس نيفكند . و چون قلب در اين صورت كمكم در تحت سلطهء شيطان واقع شود و متصرّف مملكت روح ابليس گردد ، سمع و بصر و ساير قوا نيز به تصرف آن پليد در آيد ، و سمع از معارف و مواعظ الهى بكلّى بسته شود ، و چشم آيات باهرهء الهيّه را نبيند و از حق و آثار و آيات او كور گردد ، و دل تفقّه در دين نكند و از تفكر در آيات و بيّنات و تذكّر حق و اسماء و صفات محروم گردد ، چنانچه حق تعالى فرموده :
لَهُمْ قُلوبٌ لا يَفْقَهونَ بِها وَ لَهُمْ اعْيُنٌ لا يُبْصِرونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعوُن بِها اولئِكَ كَالانْعامِ بَلْ هُمْ اضَلّ
. « 317 » نظر آنها به عالم چون نظر انعام و حيوانات گردد كه از اعتبار و تدبّر خالى است ، و قلوب آنها چون قلوب حيوانات شود كه از تفكّر و تذكّر بىبهره است ، بلكه از نظر در آيات و شنيدن مواعظ و معارف حالت غفلت و استكبار آنان روز افزون شود ، پس ، از حيوان پستتر و گمراهترند .
يكى ديگر از حجب غليظه ، كه پردهء ضخيم است بين ما و معارف و
هامش
( 317 ) - « آنان را دلهايى است كه با آن نمىفهمند ، و چشمهايى كه بدان نمىبينند ، و گوشهايى كه با آن نمىشنوند ، اينان چون چارپاياناند بلكه گمراهتر . » ( اعراف - 179 )