تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آداب الصلاة ( آداب نماز ) ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
احديّت جمع نمايند . و اين سرّ روحى در قلب كه تنزّل كرد ، حق به ظهور اسم اعظم ، كه مقام جمع اسمائى است ، در قلب ظهور كند و كثرات اسمائى در اسم اعظم فانى و مضمحلّ گردد ، و وجههء قلب در اين مقام به حضرت اسم اعظم شود ، و از باطن قلب كه به ظاهر ملك ظهور نمود ، نقشهء افناء غير انصراف از غرب و شرق عالم ملك است ، و نقشهء توجّه به حضرت جمع توجّه به مركز بسط ارض - كه يد اللّه است در ارض - مىباشد . و اما براى سالك إلى اللّه ، كه از ظاهر به باطن سير مىكند و از علن به سرّ ترقّى مىنمايد ، بايد اين توجّه صورى را به مركز بركات ارضيّه ، و ترك جهات متشتّتهء متفرّقه را وسيلهء حالات قلبيّه قرار دهد و به صورت بىمعنى قناعت نكند ، و دل را ، كه مركز توجّه حضرت حقّ است ، از جهات متشتّتهء متفرقه ، كه بتهاى حقيقى است ، منصرف كرده متوجّه قبلهء حقيقت ، كه اصل اصول بركات سماوات و ارض است ، نمايد ، و راه و رسم غير و غيريّت را از بين بردارد تا به سرّ
وَجَّهْتُ وَجْهِىَ لِلَّذى فَطَرَ السَّمواتِ وَ الارْض
« 183 » تا اندازه‌اى برسد ، و از تجليّات و بوارق عالم غيب اسمائى در قلبش نمونه‌اى حاصل آيد و جهات متشتّته و كثرات متفرّقه با بارقهء الهيّه سوخته شود ، و حق تعالى از او دستگيرى فرمايد ، و از باطن قلب بتهاى اصغر و اعظم به دست ولايت‌مآبى ريخته شود . و اين داستان پايان ندارد ، بگذارم و بگذرم .

فصل دوم در بعضى از آداب قلبيهء استقبال است

بدان اى سالك إلى اللّه كه چون وجه ظاهرت را از جهات متشتّتهء عالم طبيعت منصرف كردى و به نقطهء واحده متوجّه نمودى ، ادّعاى دو فطرت از
هامش
( 183 ) - « رو به سوى كسى كردم كه آسمان‌ها و زمين را آفريد . » ( انعام - 79 )