تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آداب الصلاة ( آداب نماز ) ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
است ، هيچ يك از موجودات را از خود چيزى نيست و در ذات خود جمال و بهائى و نور و سنائى نمىباشد ، و جمال و بهاء منحصر به ذات حق است . و آن ذات مقدّس چنانچه متفرّد در الوهيّت و وجوب وجود است ، متفرّد به جمال و بهاء و كمال ، بلكه متفرّد به وجود است ، و در ناصيهء ديگران ذلّ عدم ذاتى و بطلان ثبت است . پس ، دل را كه مركز نور فطرت اللّه است ، از جهات متشتّتهء اباطيل و اعدام و نواقص منصرف كن و به مركز جمال و كمال متوجّه نما ، و در ضمير صافى خود لسان فطرت اين باشد كه عارف شيراز مىفرمايد :
« در ضمير ما نمىگنجد به غير از دوست كس * هر دو عالم را به دشمن ده كه ما را دوست بس »
وصل : عن الصادق عليه السّلام : اذا استقبلت القبلة ، فآيس من الدّنيا و ما فيها و الخلق و ما هم فيه ، و استفرغ قلبك عن كلّ شاغل يشغلك عن اللّه تعالى ، و عاين بسرّك عظمة اللّه تعالى ، و اذكر وقوفك بين يديه يوم « تبلو كلّ نفس ما اسلفت و ردّوا إلى اللّه موليهم الحقّ . » وقف على قدم الخوف و الرّجاء . « 188 » و اين دستور شريف دستورى است براى امثال ما محجوبين كه نمىتوانيم حالات قلبيّهء خود را دائما حفظ كنيم و جمع بين وحدت و كثرت و توجّه به حقّ و خلق نماييم . پس ، در اين صورت هنگام توجه به حق و استقبال قبله ، از دنيا و آنچه در او است بايد مأيوس گرديم ، و از خلق و شئون آنها طمع خود را ببريم ، و مشاغل قلبيّه و شواغل روحيّه را از جان و دل بيرون كنيم ، تا آن كه لايق حضور حضرت گرديم و جلوه‌اى از جلوه‌هاى عظمت در سرّ روح ما تجلّى كند . و چون نور عظمت را به مقدار استعداد خود دريافتيم ، متذكّر شويم رجوع خود را به حق و وقوف خويش را در محضر مقدّسش در روزى كه « ظاهر شود اعمال هر كس در نزدش و به مولاى خود كه حق است همه رجوع
هامش
( 188 ) - مصباح الشّريعة ، « الباب الثّالث عشر ، فى افتتاح الصّلاة » . مستدرك الوسائل ، « كتاب الصّلاة » ، « ابواب افعال الصّلاة » ، باب 2 ، حديث 9 .