مىكند و كارش به جايى نمىرسد . دو مطلب غير قابل انكار است و رعايت آن گاهى براى بعضى مشكل مىشود :
1 - هر چه هست از ناحيهء خداست
« وَ مَا بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ » « 1 »
هر چه در آسمان و زمين است از آن خدا و همهء نعمتها از جانب او است و همه فقيرند و دلايل توحيد هم همين معنا را به ما مىگويد ( توحيد درذات ، صفات ، افعال ، رازقيّت و . . . ) .
2 - اين عالم ، عالم اسباب است به اين معنا كه مريض بايد پيش طبيب برود ، زارع بايد كشت كند ، صنعتگر بايد صنعت كند و . . . و اين كه كسى در خانه بنشيند و فقط دعا كند كافى نيست ، چرا كه
أبَى اللَّهُ أنْ يَجْرِىَ الأمورَ إلَّابِأسْبَابِهَا
كه اين هم قانونى است كه خدا وضع كرده است .
جمع بين اين دو مطلب چگونه است ، چرا كه اگر دنبال اسباب نرود خطا كرده و اگر خدا را مسبّب الاسباب نداند ، مشرك است ؟ اگر دنبال اسباب برود و مسبّب الاسباب را خدا بداند ، بين اين دو مطلب جمع كرده است ، مانند كسى كه دارو مىخورد و تأثير دارو را به دست خدا مىداند و تكيه گاه اصليش خداست .
حال اگر كسى تمام اميدش به اسباب مادّى باشد ، راه را گم كرده است مثل اين كه در برنامههاى امروزى ، عدّهاى معتقدند كه اگر ما با
هامش
( 1 ) سورهء نحل ، آيهء 53 .