على عليه السلام بود . او افتخار دو هجرت را دارد يكى هجرت به حبشه و ديگر هجرت به مدينه . او در تمام جنگهاى پيامبر صلى الله عليه و آله شركت كرده بود ، و علاقهء خاصّى به على عليه السلام داشت و زمانى كه به خانهء على عليه السلام هجوم آوردند و حضرت را به مسجد مىبردند ، زبير با شمشير كشيده به عُمر حمله كرد و به بنىهاشم گفت :
« يا مَعْشَرَ بَنىهاشم ايفعلُ هذا بِعلىٍ وَانْتُمْ احْياءٌ
؛ اى گروه بنىهاشم ، شما زندهايد و با على چنين رفتار مىكنند ؟ » . « 1 »
زبير يكى از چهار نفرى است كه بعد از چهل شب دعوت على عليه السلام و حضرت زهرا عليها السلام حاضر شد با سر تراشيده و اسلحه خود با على عليه السلام بيعت كند . « 2 »
امّا با اين همه سوابق درخشان مهمترين عوامل كه باعث لغزش آنها شد ، دنياپرستى ، جاهطلبى و مالدوستى آنها بود . كه امام عليه السلام در نهج البلاغه خطبهء 169 به اين مطلب اشاره مىكند :
« وَإِنَّمَا طَلَبُوا هذِهِ الدُّنْيَا حَسَداً لِمَنْ أَفَاءَهَا اللَّهُ عَلَيْهِ ، فَأَرَادُوا رَدَّ الْأُمُورِ عَلَى أَدْبَارِهَا
؛ همانا آنان اين دنيا را طلبيدند چون بر آن كس كه خدا آن را به او ارزانى داشته حسد ورزيدند و خواستند كار را به گذشته بازگردانند » .
طلحه و زبير به امام عليه السلام گفتند : ما با تو بيعت كرديم كه در رهبرى با تو شريك باشيم . امام فرمود : شما با من بيعت كرديد كه مرا در وقت ناتوانى كمك كنيد .
زبير گمان مىكرد كه امام عليه السلام فرمانروايى عراق را به او واگذار مىكند و طلحه مىپنداشت كه حكومت يمن از آن او خواهد بود . امّا چون روش امام عليه السلام را در تقسيم بيتالمال ديدند و اينكه ديگران را به ادارهء امور استانها اعزام مىكند ، مأيوس شدند و دست به شورش زدند و نتيجه اين شد كه طلحه به دست مروان بن حكم كشته شد و زبير وقتى احساس شكست كرد ، تصميم به فرار به سوى
هامش
( 1 ) . سفينة البحار ، مادّهء « زبر »
( 2 ) . آن چهار نفر : سلمان ، ابوذر ، مقداد و زبير بودند