حجم خورشيد تبديل به حرارت و انرژى مىشود ولى اين نقصان كه طى ساليان درازى ادامه دارد ، اثر محسوس بر نور و حرارت آن نگذاشته است چون نوع انرژى اتمى است . اما بالاخره جرم خورشيد محدود است و روزى فرا مىرسد كه نورش تمام مىشود چرا كه « إذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ » « 1 » كرهء ماه و زمين عمرشان محدود است . دستگاه بدن انسان عمرش محدود است ، ضربان قلب انسان حد معيّنى دارد وقتى به آن حد رسيد از كار مىافتد و غالباً قبل از آنكه به آن حد معيّن برسد بر اثر عوامل بيرونى از بين مىرود . بنابراين گذشت زمان انسان را دائماً به سوى مرگ مىبرد ؛ امام على عليه السلام مىفرمايند :
« نَفَسُ الْمَرْءِ خُطَاهُ إِلى أَجَلِهِ
؛ نفسهاى انسان گامهاى او به سوى مرگ است » . « 2 »
با اين مقدّمه برويم سراغ حديث كه امام مىفرمايند : تو به عقب مىروى و مرگ به سوى تو مىآيد و چه زود به هم مىرسيد . چرا كه ما دائماً سرمايهء عمرمان را از دست مىدهيم و عوامل بيرونى و درونى در ما اثر مىگذارد و ما را به سوى مرگ سوق مىدهد .
اين يك درس اخلاقى براى همه ماست كهاى انسان ! چه بخواهى و چه نخواهى تو را به سوى قبر مىبرند ، چرا غافل مىشويد از چيزى كه از شما غافل نمىشود ، طمع در چيزى داريد كه به شما مهلت نمىدهد .
دربارهء مرگ ، اين عناوين را مورد بحث قرار مىدهيم :
1 . حقيقت مرگ .
2 . علّت ترس از مرگ .
3 . لحظهء دردناك و سكرات مرگ .
4 . باز شدن چشم برزخى و ديدنىها ، هنگام مرگ .
5 . بشارت هنگام مرگ .
هامش
( 1 ) . سورهء تكوير ، آيهء 1
( 2 ) . نهج البلاغه ، حكمت 74