4 . مسخره كردن و استهزاى ديگران .
5 . فاش كردن اسرار مردم .
و . . . و علماى اخلاق ده مورد ديگر هم اضافه كردهاند كه مجموع آن به 30 آفت مىرسد .
يكى از اين گناهان و آفتها كه در آيات و روايات بر اهمّيت آن تصريح شده مسألهء « غيبت » است ، چرا كه سرمايهء بزرگ انسان در زندگى حيثيّت و آبرو و شخصيّت اوست ، و هر چيزى كه آن را به خطر بيندازد مانند آن است كه جان او را به خطر انداخته باشد ، بلكه گاه ترور شخصيّت از ترور شخص مهمتر است ، و به اين جهت گاهى اوقات گناه آن از قتل نفس نيز سنگينتر است .
يكى از فلسفههاى تحريم غيبت اين است كه اين سرمايهء بزرگ بر باد نرود ، و حرمت اشخاص درهم نشكند ، و حيثيّت آنها لكّهدار نشود .
فلسفهء ديگر اينكه « غيبت » ، بدبينى مىآفريند ، پيوندهاى اجتماعى را سست مىكند ، سرمايهء اعتماد را از بين مىبرد ، پايههاى تعاون و همكارى را متزلزل مىسازد ، بذر كينه و عداوت را در دلها مىپاشد و گاه سرچشمهء نزاعهاى خونين و قتل و كشتار مىگردد .
در حديثى آمده است كه روزى پيامبراكرم صلى الله عليه و آله با صداى بلند خطبه مىخواند و فرياد مىزد : « اى گروهى كه به زبان ايمان آوردهايد نه با قلب ، غيبت مسلمانان را نكنيد ، و از عيوب پنهانى آنها جستجو ننماييد ، زيرا كسى كه در امور پنهانى برادر دينى خود جستجو كند ، خداوند اسرار او را فاش مىسازد ، و در درون خانهاش رسوايش مىكند » . « 1 »
در حديث ديگرى آمده است كه خداوند به موسى وحى فرستاد : «
مَنْ ماتَ تائِباً مِنَ الْغِيْبَةِ فَهُوَ آخِرُ مَنْ يَدْخُلُ الجَنَّةَ ، وَ مَنْ ماتَ مُصِرّاً علَيها فَهُوَ أوَّلُ مَنْ يَدْخُلُ النّارَ
؛
هامش
( 1 ) محجّة البيضاء ، ج 5 ، ص 252 .