انگيزههاى درونى غيبت بپردازد ، انگيزههايى همچون « بخل » ، « حسد » ، « كينهتوزى » ، « عداوت » و « خود برتربينى » .
بايد از طريق خودسازى و تفكّر در عواقب سوء اين صفات زشت و نتايج شومى كه ببار مىآورد ، و همچنين از طريق رياضت نفس ، اين آلودگيها را از جان و دل بشويد ، تا بتواند زبان را از آلودگى به غيبت باز دارد . سپس در مقام توبه برآيد ، و از آنجا كه غيبت جنبهء « حقّ الناس » دارد ، اگر به صاحب غيبت دسترسى دارد ومشكل تازهاى ايجاد نمىكند ، از او عذرخواهى كند ، هر چند به صورت سربسته باشد ، به عنوان مثال بگويد من گاهى بر اثر نادانى و بىخبرى غيبت شما كردهام ، مرا ببخش ، و شرح بيشترى ندهد ، مبادا عامل فساد تازهاى شود .
و اگر دسترسى به آن فرد را ندارد يا او را نمىشناسد ، يا از دنيا رفته است ، براى او استغفار كند ، و عمل نيك انجام دهد ، شايد به بركت آن خداوند متعال وى را ببخشد و طرف مقابل را راضى كند . « 1 »
موارد استثنا :
آخرين سخن دربارهء غيبت اينكه قانون غيبت مانند هر قانون ديگرى استثناهايى دارد ، از جمله اين كه گاه در مقام « مشورت » به عنوان مثال براى انتخاب همسر ، يا شريك در كسب و كار و مانند آن كسى از انسان سؤالى مىكند ، امانت در مشورت ايجاب مىكند اگر عيوبى از طرف سراغ دارد بگويد ، مبادا مسلمانى در دام بيفتد ، و چنين غيبتى كه با چنين نيّتى انجام مىگيرد حرام نيست .
همچنين در موارد ديگرى كه اهداف مهمّى مانند هدف مشورت در كار باشد ، يا براى احقاق حق وتظلّم صورت گيرد غيبت حرام نيست .
البتّه كسىكه آشكارا گناه مىكند و بهاصطلاح « متظاهر به فسق » است ، از موضوع
هامش
( 1 ) تفسير نمونه ، ج 22 ، ص 193 .