باشد ؛ درس ، كار و خريد و فروش ذكر خدا مىشود ، و سكوتهايى كه مىكنيم ، دربارهء اولياء اللَّه ، معاد و يا مسائلى كه انگيزهء الهى دارد فكر كنيم در اين صورت فكرمان هم خدايى مىشود . نگاهمان هم اگر داراى انگيزهء الهى باشد ذكر اللَّه است .
مهم اين است كه اين قلب نميرد و زنده باشد ؛ زنده ماندن قلب هم به ذكر ، فكر و عبرت ميسّر مىگردد .
در كتاب « سفينة البحار » مادّهء « وعظ » از « امالى صدوق » نقل مىكند كه : «
روى أنّهُ كتَب هارونُ الرّشيدُ إلى أبى الحسَنِ موسى بن جعفر عليه السلام : عِظْنِى و أَوْجِزْ ، فكتَب إليه : ما مِنْ شَيْءٍ تَراهُ عَيْنُكَ إلّاوفيه مَوْعِظَة
؛ هارون الرشيد براى موسى بن جعفر عليه السلام نامه نوشت كه مرا موعظه كن . امام عليه السلام در جواب نوشت : آنچه چشمت مىبيند موعظه است » يعنى تمام اتفاقاتى كه در اطراف تو رخ مىدهد ديدن آن براى تو موعظه است .
در دعاى روز چهارم ماه مبارك رمضان مىخوانيم : «
اللّهُمَّ . . . وَاذِقْنى فيهِ حَلاوَةَ ذِكْرِكَ
؛ خدايا شيرينى ذكر و ياد خويش را به من بچشان » .
از آنجا كه عوامل غفلت در زندگى مادّى بسيار فراوان است و نيروها و وسوسههاى شياطين از هر طرف به سوى انسان حملهور مىشود ، براى مبارزهء با آن راهى جز ذكر كثير نيست و ذكر زياد يعنى توجّه به خدا با تمام وجود .
« « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً * وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا » ؛ اى كسانى كه ايمان آوردهايد ! خدا را بسيار ياد كنيد و صبح و شام او را تسبيح گوييد » . « 1 »
بايد در همه حال به ياد خدا بود . به هنگام عبادت ، صحنههاى گناه ، به هنگام نعمت و به هنگام بلا و مصيبت . در حديثى كه در « صحيح ترمذى » و « مسند احمد » از ابوسعيد خدرى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده است چنين مىخوانيم : از آن حضرت پرسيدند : «
أىُّ العِبادِ أفْضَلُ درجةً عِنْدَاللَّه يومَ القِيامَةِ
؛ كدام يك از بندگان در روز
هامش
( 1 ) احزاب ، آيهء 41 و 42 .