1 - سبعة أيّام جايز ( نص در جواز ) ولى مستحب اين است كه به ثلاثه قناعت كنند ، تا رعايت حال زوجهء ديگر هم بشود كه اين جمع در فقه متعدّد است .
2 - در سبعة ليال ، چهار ليله قضا دارد ولى در ثلاث ليال چيزى قضا ندارد ، پس در هفت ليله سه ليله بدون قضا و چهار ليله قضا دارد . اين جمع شاهد ندارد و در واقع جمع تبرّعى است .
ب ) مرجّحات :
اگر جمع را نپذيرفته و سراغ مرجّحات برويم در اين صورت حق با قول مشهور است ، چون از جمله مرجّحات شهرت ( خذ بما اشتهر بين اصحابك ) است .
تا اينجا سبعه و ثلاثه را با دليل بيان كرديم ، ولى دليل اين كه قضا ندارد چيست ؟
دليل آن هم ظاهرا اطلاق روايات است ، چون وقتى روايت مىفرمايد « فليفضّلها » اگر قضا داشت بايد مىفرمود چون عدم البيان فى وقت الحاجة قبيح است .
124 - م 5 ( مستثنيات القسم ) و 6 ( فى شروع القسمة ) 18 / 3 / 84
[ مسألة 5 مستثنيات القسم ]
مقدّمه :
دو مسئلهء ذيل هيچكدام روايت و آيه ندارد و بايد مطابق قواعد ، عمومات و اصول حل شود .
[ فيمن لا قسمة لها من النساء ]
مسألة 5 : لا قسمة للصغيرة و لا للمجنونة المطبقة و لا لذات الأدوار حين دور جنونها و لا للناشزة و تسقط القسمة و حق المضاجعة بالسفر و ليس عليه القضاء .
عنوان مسأله :
در اين مسأله مرحوم امام پنج طايفه را از حقّ القسم استثنا مىكنند كه اين پنج طايفه حقّ القسم ندارد : صغيره ، ديوانهء دائمى ، ديوانهء ادوارى در زمان جنون ، ناشزه و مسافره .
اقوال :
مرحوم محقّق در شرايع ، مرحوم صاحب جواهر و مرحوم كاشف اللثام اين پنج طايفه را دارند . عامّه هم اينها را دارند كه در كتاب الفقه على المذاهب الاربعة « 1 » اقوال عامّه آورده شده كه كم و بيش اينها را دارند .
مرحوم آية اللّه سبزوارى « 2 » اجمالا مسأله را اجماعى مىدانند .
مرحوم صاحب جواهر « 3 » در بعضى از موارد پنجگانه تعبير لا خلاف دارد ، پس شايد بتوان گفت كه اجمالا مسأله اتّفاقى است .
تفصيل مسأله :
اكنون به تفصيل در مورد هر يك از عناوين پنجگانه صحبت مىكنيم .
1 - صغيره :
صغيره ، نفقه ، مواقعه و حق القسم ندارد ، چون اصل در همهء حقوق عدم است ، يعنى تا ثابت نشود اصل عدم حق است كه اين اصل عدم ، استصحاب نيست كه اشكال شود شما استصحاب را در شبهات حكميّه حجّت نمىدانيد ، بلكه يك اصل عقلايى در باب حقوق است كه تا حقّى ثابت نشود مطالبهء حق جايز نيست .
در مقابل اين اصل عمومات قسم است كه مىگويد زوجه حق قسم دارد كه آن عمومات شامل اين پنج مورد مىشود ، ولى بعضى جاها انصراف دارد ، مثلا در صغيرهء رضيعه عمومات انصراف دارد چون حكمت حكم ( قسم ) معلوم است ولى صغيرهاى كه هنوز مميّزه هم نيست استيناسى ندارد ، امّا اگر صغيرهاى باشد كه نزديك بلوغ است شك مىكنيم كه عمومات انصراف دارد يا نه ، كه در اين صورت ادّعاى انصراف مشكل است به همين جهت تفصيل بهتر است .
2 - مجنونهء دائمى :
مجنونهء دائمى سه گونه است :
الف ) مجنونهاى كه چيزى نمىفهمد ، در اين صورت اطلاقات منصرف است .
ب ) مجنونهاى كه خطرناك است ، در اين صورت نيز عمومات منصرف است .
ج ) مجنونهاى كه خطرناك نيست و استيناس را هم مىفهمد در اينجا ادلّه منصرف نيست .
3 - مجنونهء ذات الادوار :
همين اقسام ثلاثه را دارد و حكم آن هم همان است .
4 - ناشزه :
چون تمكين نمىكند ، حقّ نفقه ندارد و به طريق اولى حقّ قسم هم ندارد .
هامش
( 1 ) . ج 4 ، ص 239 .
( 2 ) . مهذب الأحكام ، ج 25 ، ص 209 .
( 3 ) . ج 31 ، ص 190 .