تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
1 - سبعة أيّام جايز ( نص در جواز ) ولى مستحب اين است كه به ثلاثه قناعت كنند ، تا رعايت حال زوجهء ديگر هم بشود كه اين جمع در فقه متعدّد است . 2 - در سبعة ليال ، چهار ليله قضا دارد ولى در ثلاث ليال چيزى قضا ندارد ، پس در هفت ليله سه ليله بدون قضا و چهار ليله قضا دارد . اين جمع شاهد ندارد و در واقع جمع تبرّعى است .

ب ) مرجّحات :

اگر جمع را نپذيرفته و سراغ مرجّحات برويم در اين صورت حق با قول مشهور است ، چون از جمله مرجّحات شهرت ( خذ بما اشتهر بين اصحابك ) است . تا اينجا سبعه و ثلاثه را با دليل بيان كرديم ، ولى دليل اين كه قضا ندارد چيست ؟ دليل آن هم ظاهرا اطلاق روايات است ، چون وقتى روايت مىفرمايد « فليفضّلها » اگر قضا داشت بايد مىفرمود چون عدم البيان فى وقت الحاجة قبيح است . 124 - م 5 ( مستثنيات القسم ) و 6 ( فى شروع القسمة ) 18 / 3 / 84

[ مسألة 5 مستثنيات القسم ]

مقدّمه :

دو مسئلهء ذيل هيچ‌كدام روايت و آيه ندارد و بايد مطابق قواعد ، عمومات و اصول حل شود .

[ فيمن لا قسمة لها من النساء ]

مسألة 5 : لا قسمة للصغيرة و لا للمجنونة المطبقة و لا لذات الأدوار حين دور جنونها و لا للناشزة و تسقط القسمة و حق المضاجعة بالسفر و ليس عليه القضاء .

عنوان مسأله :

در اين مسأله مرحوم امام پنج طايفه را از حقّ القسم استثنا مىكنند كه اين پنج طايفه حقّ القسم ندارد : صغيره ، ديوانهء دائمى ، ديوانهء ادوارى در زمان جنون ، ناشزه و مسافره .

اقوال :

مرحوم محقّق در شرايع ، مرحوم صاحب جواهر و مرحوم كاشف اللثام اين پنج طايفه را دارند . عامّه هم اينها را دارند كه در كتاب الفقه على المذاهب الاربعة « 1 » اقوال عامّه آورده شده كه كم و بيش اينها را دارند . مرحوم آية اللّه سبزوارى « 2 » اجمالا مسأله را اجماعى مىدانند . مرحوم صاحب جواهر « 3 » در بعضى از موارد پنج‌گانه تعبير لا خلاف دارد ، پس شايد بتوان گفت كه اجمالا مسأله اتّفاقى است .

تفصيل مسأله :

اكنون به تفصيل در مورد هر يك از عناوين پنج‌گانه صحبت مىكنيم .

1 - صغيره :

صغيره ، نفقه ، مواقعه و حق القسم ندارد ، چون اصل در همهء حقوق عدم است ، يعنى تا ثابت نشود اصل عدم حق است كه اين اصل عدم ، استصحاب نيست كه اشكال شود شما استصحاب را در شبهات حكميّه حجّت نمىدانيد ، بلكه يك اصل عقلايى در باب حقوق است كه تا حقّى ثابت نشود مطالبهء حق جايز نيست . در مقابل اين اصل عمومات قسم است كه مىگويد زوجه حق قسم دارد كه آن عمومات شامل اين پنج مورد مىشود ، ولى بعضى جاها انصراف دارد ، مثلا در صغيرهء رضيعه عمومات انصراف دارد چون حكمت حكم ( قسم ) معلوم است ولى صغيره‌اى كه هنوز مميّزه هم نيست استيناسى ندارد ، امّا اگر صغيره‌اى باشد كه نزديك بلوغ است شك مىكنيم كه عمومات انصراف دارد يا نه ، كه در اين صورت ادّعاى انصراف مشكل است به همين جهت تفصيل بهتر است .

2 - مجنونهء دائمى :

مجنونهء دائمى سه گونه است : الف ) مجنونه‌اى كه چيزى نمىفهمد ، در اين صورت اطلاقات منصرف است . ب ) مجنونه‌اى كه خطرناك است ، در اين صورت نيز عمومات منصرف است . ج ) مجنونه‌اى كه خطرناك نيست و استيناس را هم مىفهمد در اينجا ادلّه منصرف نيست .

3 - مجنونهء ذات الادوار :

همين اقسام ثلاثه را دارد و حكم آن هم همان است .

4 - ناشزه :

چون تمكين نمىكند ، حقّ نفقه ندارد و به طريق اولى حقّ قسم هم ندارد .
هامش
( 1 ) . ج 4 ، ص 239 . ( 2 ) . مهذب الأحكام ، ج 25 ، ص 209 . ( 3 ) . ج 31 ، ص 190 .
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 145 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي