5 - مسافره :
مسافره اقسامى دارد ، گاهى مسافرى است كه مصداق ناشزه است ، مثلا به عنوان قهر سفر مىكند كه اين حكم ناشزه را دارد و گاهى به اذن زوج است كه ادلّه از اينجا منصرف است .
مسألة 6 : لو شرع فى القسمة بين نسائه كان له الابتداء بأىّ منهنّ
و بعد ذلك بأىّ من البقيّة و هكذا و إن كان الأحوط الأولى التعيين بالقرعة سيّما ما عدا الأولى .
اقوال :
از كلمات فقها سه قول استفاده مىشود :
قول اوّل : مخيّر است هم در اوّل و هم در ادامه ، يعنى هر كدام را كه خواست مقدّم مىكند .
قول دوّم : در ابتدا مخيّر است ( طبق مبناى كسانى كه مىگفتند شروع واجب نيست و اگر شروع كرد واجب مىشود ) ولى در استمرار چون حقوق همه با هم متعارض است ، عادلانهترين راه قرعه است .
قول سوّم : از ابتدا بايد قرعه بزنند چون همه حق دارند و خلاف عدالت است كه يكى را بر ديگران مقدّم كند .
دليل :
در اين مسأله روايتى نداريم و فقط روايت فعل النّبى صلّى اللّه عليه و آله داريم ( كان يقرع بين زوجاته إذا أراد السفر ) و فعل النّبى صلّى اللّه عليه و آله دليل بر وجوب نيست بلكه دليل بر جواز است يعنى جلوى حرمت را مىگيرد .
و لكنّ الإنصاف ؛ اگر بخواهيم به حسب قواعد پيش بياييم ، اينجا از قبيل تزاحم حقوق است و در تزاحم حقوق ، عدالت لازم است و چيزى اقرب به عدالت از قرعه در اين گونه موارد نيست ، مثل تقسيم ارث در جايى كه ورثه نمىتوانند با هم كنار بيايند كه عادلانهترين كار قرعه است .