نامبرده پس از ذكر اين حديث مىگويد : اين حديث در سنن ابوداود و ترمذى آمده است و حديث صحيحى شمرده شده است . « 1 »
حرمت پوشش لباس ابريشمين براى مردان نيز مورد اتفاق فقهاى اسلام اعم از شيعه و اهل سنت است .
صاحب كتاب جواهرالكلام بعد از ذكر اين حكم مىگويد : «
اجماعاً من المسلمين
» و نماز خواندن در آن نيز نزد فقهاى شيعه جايز نيست ؛ يعنى پوشيدن آن موجب بطلان نماز است . « 2 » مغنى ابن قدامه نيز صريحاً تحريم لباس ابريشمين را بر مردان حرام دانسته و حتى استفاده از فرش ابريشمين را در نماز جايز نمىداند ودليل حرمت آن را همان حديث بالا مىشمرد . « 3 »
استفاده از ظروف طلا و نقره براى خوردن و آشاميدن نيز تحريم شده است ؛ مرحوم محقّق بحرانى مىنويسد : « ميان اصحاب ما ( فقهاى اهلبيت عليهم السلام ) در تحريم اكل و شرب ، همچنين استعمال عطر و مانند آن در ظرفهاى طلا و نقره ، قول مخالفى نيست و علامه در كتاب تذكره بر آن ادّعاى اجماع كرده است » . « 4 »
فقيه معروف ، نويسندهء كتاب جواهر نيز معتقد است عدم جواز اكل و شرب از ظروف طلا و نقره ميان فريقين ( شيعه و اهل سنت ) اجماعى است و فقط « داود » از عالمان اهل سنت شرب از آن را حرام ؛ ولى اكل را مجاز دانسته است . « 5 »
در كتاب مغنى فقيه اهل سنت ابن قدامه آمده است : ميان اصحاب ما ( فقهاى حنبلى ) خلافى نيست در اينكه استفاده از ظروف طلا و نقره حرام است . اين فتوا با نظر ابوحنيفه ، مالك و شافعى نيز مطابق است ، چرا كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : «
لاتشربوا في آنية الذّهب والفضّة ، ولاتأكلوا في صحافهما
؛ در ظروف طلا و نقره نه چيزى بياشاميد و نه غذايى بخوريد » . « 6 »
محدّث معروف شيخ حر عاملى در كتاب وسائلالشيعة روايات متعددى در تحريم استفاده از ظروف طلا و نقره از پيامبر اكرم و امامان اهلبيت عليهم السلام آورده است . « 7 »
جمعبندى :
همانگونه كه اخلاق در مجموعهء شريعت و احكام اسلامى تنيده شده ، با مسائل اقتصادى اسلام نيز پيوند محكمى خورده است .
مسلمانى كه پا به عرصهء مسائل اقتصادى مىگذارد ، هم در مرحلهء توليد ، و هم داد و ستد و هم در مرحلهء مصرف بايد اخلاق را مراعات كند . او آزاد نيست كه هرگونه خواست توليد كند و به هر شيوهاى خواست داد و ستد نمايد و به هر صورتى كه مايل بود مصرف كند ، بلكه بايد اخلاق را - اعم از الزامى و غير
هامش
( 1 ) . مغنى ابن قدامه ، ج 1 ، ص 661 .
( 2 ) . جواهرالكلام ، ج 8 ، ص 114 .
( 3 ) . مغنى ابن قدامه ، ج 1 ، ص 661 .
( 4 ) . حدائق ، ج 5 ، ص 504 .
( 5 ) . جواهرالكلام ، ج 6 ، ص 328 .
( 6 ) . مغنى ابن قدامه ، ج 1 ، ص 62 .
( 7 ) . وسائل الشيعه ، ج 2 ، ص 1083 ، باب 66 از ابواب النجاسات .